نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩١ - به سوى مطلع شمس
معنايش «سرزمين خشك» است.
«هولدخ» تأكيد مىكند كه نام گيدروسيا همان مكران است و نام قبيلهاى از «لس بيله» است و قوم «گيدور» هم اكنون گروه كوچكى از ريشه هندى هستند كه بازماندگان آنها از ٢٠٠٠ نفر تجاوز نمىكند.
دانشمندان درباره ريشه نام «بلوچ» و نامهاى قبايل و نژادهاى مهم و مادرى كه ريشه كهن دارند، بسيار كاوش كردهاند و بر اين عقيدهاند كه همه نامهاى اقوام و طايفههاى كنونى به گذشته بر مىگردد، اما همه نامهاى گذشته، مانند گيدروسيا اكنون كاربردى ندارد و نيز برخى از نامهاى عمده موجود يا القاب و عناوين يا الفاظى است كه بر ستايش يا نكوهش دلالت دارد.
پر واضح است كه سرزمين خشك گيدروسيا جايگاه اقوام متأخّرى بوده است كه كشاورزى و ماندگار شدن در يك جا و در نتيجه، خانه سازى و حتّى خيمهسازى را نمىدانستند. آنان بيابان گردانى بودند كه به صورت جمعى و پراكنده زندگى مىكردند تا آنكه فرصتى دست مىداد و به ولايتهاى فارس كه همجوار با صحرا بود، هجوم مىآوردند. اين حوادث مصادف با قرن ششم پيش از ميلاد بود.
اين منطقه از نظر طبيعى جزو صحراهاى سوزان چسبيده به دو مدار به شمار مىآيد وميانگين بارندگى ساليانه آن از ١٠٠ ميلى متر كمتر است[١] و در اينوضعيت، هيچ پوشش گياهى رشد نمىكند. اين ناحيه دست كم از پنج هزار سال پيش از ميلاد دچار خشكى بوده است كه گونهاى خشكى مطلق است و چه بسا ساكنان قديمىآن متشكل از اقوام ابتدايى گيدروسيا بودهاند، در زمان كورش به جز ريشه گياهان، چيزى براى خوردن نمىيافتند. اكنون نيز اين منطقه تهى از روييدنيهاست و تنها در آن گياهانى يافت مىشود كه با محيطهاى گرم و خشك و كم رطوبت، همانند صحراىسيستان ومكران سازگارشدهاند. اين گياهان با شكل ويژه خود، آببيشترى را جذبكرده، آن را در خود نگه مىدارند؛ از اين رو داراى ريشههاى بلند و پرشاخه وساقههاى كوتاه وكم شاخه هستند و بدين سبب، مردمان ساكن در اين محيط، براى تغذيه به جست و جوى ريشههاى گياهان در دل زمين مىپردازند و زمانى كه
[١] . مفاهيم جغرافيّه، ص ٢٦٩.