نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٦٢ - نمونههاى ديگرى از آيات موهم اختلاف و تناقض
گرفته است». در اين صورت، مانند آن است كه كسى به دوستش بگويد: «لي عليك ألف دينار إلّاالألفين اللّذين أقرضتكهما وقت كذا»؛ يعنى من هزار دينار از تو طلبكارم؛ غير از دو هزار دينارى كه در فلان وقت به تو قرض دادم. بدون شك مفاد اين جمله آن است كه دو هزار دينار، مازاد بر هزار دينار نخست است. پس كلمه «إلّا» در اينجا به معناى استثنا نيست؛ زيرا روشن است كه دو هزار دينار را نمىشود از هزار دينار استثنا كرد. بنابراين الّا به معناى «سِوا» و «غير» است؛ مثل اينكه گفته شود: «ما كان معنا رجلٌ إلّازيد»؛ يعنى غير از زيد، مرد ديگرى با ما نيست.
٢. استثنا ناظر به دوره زمانى حيات برزخى و روز محشر و حساب اعمال است كه در اين مدّت، انسان نه در بهشت است و نه در دوزخ؛ زيرا اگر خداوند مىفرمود:
«خالدين فيها أبداً» و استثنا نمىكرد، جاى اين گمان وجود داشت كه گفته شود انسانها از زمان نزول آيه يا از زمان انقطاع تكليف، در بهشت يا جهنّم هستند و در اين فرض، استثنا، معنىدار و مفيد بود. اين سخن از مازنى و ديگران است و بلخى نيز آن را پسنديده است.
در اين وجه، اگر اشكال شود كه چگونه مىتوان زمان قبل از دخول در جهنّم را از دوران خلود در آن استثنا كرد، پاسخ مىدهيم كه اگر اخبار به خلود، پيش از ورود آنان به آتش باشد، اين استثنا صحيح است.
٣. از زجّاج نقل شده است كه استثناى آغاز آيه به جمله «لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ» باز مىگردد و تقدير جمله چنين است «إلّا ما شاء ربّك من [سائر] أجناس العذاب الخارجة عن هذين الضربين»؛ يعنى آنان به زفير و شهيق معذّبند؛ مگر مواردى كه پروردگارت بخواهد آنان را با انواع ديگرى از عذاب معذّب كند. در اين صورت، استثنا ارتباطى با خلود ندارد. اما استثناى دوم به مفاد جمله برمىگردد.
در اين صورت، گويا معناى جمله چنين است: «اهل بهشت در آنجا متنعّم هستند؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد آنان را از انواع نعمتها بهرهمند سازد. در اين صورت، خلود از جمله «عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ» استفاده مىشود.
٤. فرّاء گفته است: «إلّا» به معناى واو است. در اين صورت، معناى جمله چنين است: «وما شاء ربّك من الزّيادة». وى براى اين سخن خود به اين گفته شاعر استشهاد