نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨٠ - ذوالقرنين
درونشان القا شد.
خطاب: «قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ»[١] به آتش نيز وحيى تكوينى است كه اراده خداوند متعال را نشان مىدهد و نظير آن، وحى به زنبور عسل، مورچه و ساير حيوانات است تا مسير تعيين شده زندگيشان را رام و آرام بپيمايند.
خطاب خداوند به نافرمانان بنى اسرائيل كه «فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ»[٢] نيز خطابى تكوين است، نه تكليفى وهمينطور فرمان به آسمانها و زمين: «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي ...»[٣]، «فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ»[٤].
پس هيچ بعدى ندارد كه خداوند در تعبير از الهامى كه به يكى از بندگان شايستهاش كرده است، بفرمايد: «قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً. قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً، وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً».[٥]
اين مسئله زمانى اتفاق افتاد كه كورش در فتوحات خود به سمت مغرب به راه افتاد تا سرزمين ليديا[٦] را تسخير كند. در نهايت امر فرمانرواى آنان «كرزوس» به دست كورش اسير شد. او پيش از اين براى درهم شكستن امپراطورى ايران دسيسه كرده و دولتهاى ديگر را به قيام فراخوانده بود، اما ناكام ماند و كشورش به آسانى به چنگ پادشاه فارس افتاد. به اين سبب كورش مىخواست او را بسوزاند، اما سرانجام گذشت كرده و او را بخشيد؛ همان گونه كه شيوه وى در برخورد با ديگر اميرانى بود كه در حق او ستم روا داشته بودند.
با توجه به آنچه ياد شد، اين نتيجه به دست مىآيد كه آيات قرآن درباره
[١] . انبياء/ ٦٩:« گفتيم اى آتش! براى ابراهيم سرد و بىآسيب باشد».
[٢] . بقره/ ٦٥:« پس ايشان را گفتيم: بوزينگانى باشيد طرد شده».
[٣] . هود/ ٤٤:« و گفته شد: اى زمين! آب خود را فرو بر و اى آسمان! از باران خوددارى كن».
[٤] . فصّلت/ ١١:« پس به آسمان و به زمين فرمود: خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمانپذير آمديم».
[٥] . كهف/ ٨٦- ٨٨.
[٦] . ليديا كشورى قديمى در غرب آسياى صغير و كنار درياى اژه بوده است و پايتخت آن شهر« سارد» درآن روزگار، با شكوه و با عظمت بوده است.