نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٦ - ٤ همسان بودن سيره پيامبران و واكنش امتها
پيوندى استوار برقرار است: «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ»[١]؛ چه اينكه اسلام ادامه اديان توحيدى است و ريشهاى كهن و عميق به درازاى تاريخ بشر دارد.
و پشتوانه آن، تودههاى با ايمان و فداكارى هستند كه تاريخ را شرافتمندانه ساختهاند.
٤. همسان بودن سيره پيامبران و واكنش امتها
قرآن با داستان روشن مىكند كه شيوه دعوت انبيا وابزارهاى به كار رفته در اين راه همسان بوده است و امتها در برابر آنها به يك گونه واكنش نشان دادهاند و پيشبرندهها و بازدارندههاى گسترش دين، همانند بودهاند.
قرآن در موارد گوناگونى بر اين حقيقت تأكيد داشته و به اشتراك پيامبران در موضوعات فراوانى اشاره كرده است كه مواردى از اين دست ياد مىشود.
«وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ».[٢]
«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ».[٣]
«وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ، وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ».[٤]
قرآن براى پافشارى بر اين همانندى در روشها و ابزارهاى انبيا و شيوههاى برخورد مردم، گاهى به طور فراگير و در يك سياق كلّى، مسئلهاى را به پيامبران و امتها نسبت مىدهد؛ چنان كه در سوره ابراهيم آمده است: «جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
[١] . احقاف/ ٩:« بگو من از بين پيامبران نخستين پيغمبر نيستم كه تازه در جهان آوازه رسالت بلند كردهباشم( تا تعجب و انكار كنيد)».
[٢] . آل عمران/ ١٤٦:« و چه بسيار پيامبرانى كه همراه آنان تودههاى بسيارى كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا به ايشان رسيد، سستى نورزيدند».
[٣] . انعام/ ١١٢:« و بدين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم؛ بعضى از آنها به بعضى ديگر، براى فريب يكديگر، سخنان آراسته القا مىكنند و اگر پروردگار تو مىخواست، چنين نمىكردند. پس آنان را با آنچه به دروغ مىسازند، واگذار».
[٤] . زخرف/ ٦- ٧:« و چه بسا پيامبرانى كه در ميان گذشتگان روانه كرديم و هيچ پيامبرى به سوى ايشان نيامد مگر اينكه او را به ريشخند مىگرفتند».