نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٧ - استعاره تخييلى
استعاره تخييلى
استعاره تخييلى از بهترين انواع استعاره است و آن چنان است كه انسان در ذهن خود چيزى را به چيزى ديگر تشبيه كند، آن گاه يكى از دو طرف تشبيه ذكر شود و يكى از ويژگيهاى طرف ديگر به عنوان صفت، به وى نسبت داده شود تا نشانه تشبيه مضمر باشد. به مَثَل، مرگ به حيوانى درنده تشبيه مىشود، ليكن از تصريح به اين تشبيه خوددارى مىشود. بلكه براى مرگ كه مشبَّه است، ناخنهاى حيوان درنده ذكر مىشود مانند شعر زير:
|
وإذَا المنيّةُ أنشبت أظفارها |
أُلْفِيَتْ كلُّ تميمةٍ لاتنفع |
|
يعنى آن گاه كه مرگ چنگالهايش را در جان انسان فرو مىبرد، ثابت مىشود كه هيچ مهره چشم زخمى سودبخش نيست. اين نوع استعاره، خيالى يا كنايى نام دارد كه در قرآن فراوان به كار رفته است؛ مانند آيه «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ».[١] از آنجا كه «اشياء» در اين آيه به موجوداتى مانند انسان، جنّ و فرشته تشبيه شدهاند كه توان تسبيح كردن خداوند متعال را دارند، لفظ تسبيح كه فعل موجودات عاقل است، براى آن استعاره شده است. سپس كلام به همين روش ادامه يافته است؛ مانند: «لاتفقهون تسبيحهم» كه ضمير جمع مذكَّر را براساس ساختار كلام آورده است.
زمخشرى نيز آيه «قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ»[٢] را يكى از مصاديق استعاره تخييلى دانسته و گفته است: از آنجا كه از آسمان و زمين، جمع اراده شده و سپس به عنوان جمع مؤنث سالم مورد خطاب قرار گرفتهاند، به اطاعت و كراهت توصيف شدهاند و «طائعين» هم به معناى «طائعات» است؛ زيرا برجاى او نشسته است.[٣]
بارى، آسمانها و زمين در اين آيه و مانند آن، به موجوداتى زنده، عاقل و ناطق تشبيه و سپس به سخن گفتن و اطاعت كردن، وصف شدهاند.
سپس افزوده است كه آيه پيشين مانند آيه «إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ»[٤] است؛ زيرا در اين آيه نيز ستارگان به سجده كردن كه
[١] . إسراء/ ٤٤.
[٢] . فصّلت/ ١١.
[٣] . الكشّاف، ٤/ ١٩٠.
[٤] . يوسف/ ٤.