نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨٩ - به سوى مطلع شمس
«ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ»؛ يعنى ذوالقرنين سپس راهى ديگر را دنبال كرد تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد كه مقصود، شرق سرزمين فارس است «وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً»؛ و خورشيد را چنين يافت كه بر قومى ابتدايى طلوع مىكرد كه براى ايشان در برابر آن، پوششى نبود.
از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه خانهسازى نمىدانستند و نمىتوانستند سقف و ديوار بنا كنند و در برابر گرماى خورشيد به تونلها و گودالها پناه مىبردند؛ چنانچه از حسن بصرى، قتاده و ابن جُرَيج نقل شده است.
اين منطقه، بيابانى و خشك بوده است و از بخش شمالى درياى خزر تا سواحل اقيانوس هند ادامه داشته و شامل سرزمينهاى مكران، سيستان و بلوچستان مىشده است. كورش براى رام ساختن ساكنان آن، هشت سال تلاش كرد.
در سال ١٩٠١ ميلادى. پژوهشهايى درباره نژادهاى انسانى در هندوستان، پيش از تقسيم آن به هند و پاكستان انجام گرفت. در آن زمان صحراى گيدروسيا (مكران، سيستان و بلوچستان) تا مرزهاى ايران و افغانستان، تابع هند بود. اين بررسيها نشان داد كه ساكنان اين منطقه به نژاد تركى ايرانى برمىگردند كه داراى ويژگيهاى ذيل مىباشند: كوتاه قامتى به طور عموم، پهنى سر در بيشتر افراد كه اندازه مخچه سر آنان به (٨٠- ٨١) ميليمتر مىرسيد، كشيده بودن بينىها، فراوانى موهاى سر و صورت، مشكى بودن رنگ چشمها و موها در غالب افراد و قهوهاى روشن بودن پوست بدنشان كه هر مقدار به ساحل نزديك مىشد، رنگ آن سيه فامتر مىشد.
اين نشانهها از آنِ بازماندگان قبايلى مهاجم است كه در اين منطقه آب و هوايى از ٤٠٠٠ سال پيش تاكنون زندگى مىكنند و مىتوان آنها را به نژادهاى بلوچ، براهويى، هندو و بربرى تقسيم كرد.[١]
بخشى از بلوچها هم اكنون در دشت كججهر تا عرض جغرافيايى ٣١ درجه شمالى زيست مىكنند و تعداد زيادى از آنان در دشتهاى جنوبى و شمالى سند و ناحيه يعقوب آباد ساكنند، اما براهويىها در اطراف «كلات» و «كوته» گرد آمدهاند و تا منطقه «ليس بيله» نيز يافت مىشوند. همان طور كه دانشمندان نژادشناس بر اين
[١] . بنگريد به: تاريخ ايران، ص ٦٨.