نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٠ - الغاى تدريجى بردهدارى
شكنجه شدن آنها احساس كند.
پس از كار روزانه نيز در سلولهايى تاريك و بدبو مىخوابيدند كه حشرات و موشها در آن جولان داشتند. ده نفر ده نفر در يك سلول- همراه با زنجير بر پاها- انداخته مىشدند، بدين سان حتّى به اندازه فضاى خالى ميان دو گاو در باغ وحش هم فضا نداشتند.
برده در محيط رومى اين گونه بود. ديگر نيازى نيست سخن از قوانين مربوط به بردگان گفته شود و اينكه يك مالك حق كشتن و شكنجه كردن و به بند كشيدن او را داشت بدون اينكه او حق شكايت داشته باشد يا مرجعى به شكايت وى رسيدگى كند.
وضع خريد و فروش برده در فارس و هندوستان و جاهاى ديگر نيز از جهت زيرپا گذاشته شدن شخصيت انسانى برده و تحميل وظايف سنگين بر او و نداشتن هيچگونه حقى عيناً همين گونه بود؛ هرچند در ميزان سختگيرى و خشونت كم و بيش تفاوتهايى دراين سه كشور (روم و فارس و هند) ديده مىشد.
وقتى وضعيّت برده در كشورهاى متمدّن اينگونه بود، ديگر كشورهايى عقب مانده مانند جزيرة العرب جاى خود داشت؛ كشورهايى كه در جهالت و گمراهى و تباهى دست و پا مىزند، و به بهاى خونريزى و ديگر كشى در آن زنده بودند و بدان افتخار مىكردند. شاعر مىگويد: همه افراد قبيلهشان را كشتيم و گرفتيم؛ جز مو سفيدان و طفلان خُردسال را. در توصيف وضعيّت وحشتناك اين جامعه همين بس كه دختران را زنده به گور مىكردند[١] و پسران را نيز از ترس فقر و تنگدستى مىكشتند،[٢] و از اين بدتر، زندگى با درآمد حاصله از روسپىگرى دختران.[٣] در چنين جامعهاى كه مالكان با اجبار كنيزان خود به فاحشهگرى و هرزگى و با درآمد آن زندگى مىكردند، اسلام آمده كه مبارزه كند، امّا با چه كسى و چگونه؟
اسلام آمد تا به اين مردمان، انسانيّتشان را كه از دير زمان به تاراج رفته بود به ايشان باز گرداند.
[١] . تكوير/ ٨.
[٢] . انعام/ ١٥١ و اسراء/ ٣١.
[٣] . نور/ ٣٣.