نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٣٣ - خداى دست بسته
شهر بابل، آن گونه كه در كتاب تاريخى تورات وصف شده، بسيار كهن است.
برخى از آثار باقيمانده اين شهر عبارت است از دروازه و دربار نبوخذ نصّر و گذر شاه، كه با آجرهاى ضخيم و ملاطِ قير ساخته شده است. من خود از اين برج در عراق ديدن كردم و آن را بر همان اوصافى يافتم كه در تورات آمده است.
در سفر آفرينش آمده است كه شمارى از فرزندان نوح به شرق كره زمين كوچ كردند تا اينكه به سرزمين شنعار (دشتهاى بين النهرين در عراق) رسيدند و در آنجا سكنى گزيدند و شهرى بزرگ با آجر پخته به آتش بنا كردند. آن گاه گفتند: بياييد براى خود، شهر و برجى بسازيم كه سر بر آسمان سايد. از اين رو به جاى خشت خام، از آجر و به جاى گچ، از قير استفاده كردند.[١] و بدين ترتيب كاخها و برجهاى رفيع آن روز را ساختند كه امروزه تاريخ بيشتر اين سازههاى باقىمانده به بيش از پنج هزار سال پيش از ميلاد مىرسد.[٢]
خداى دست بسته
«وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ»[٣]؛ و يهود گفتند: دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد و به [سزاى] آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند. بلكه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد مىبخشد.
شيخ محمّد عبده درباره اين آيه گفته است: برخى از اهل جدل، اين آيه را يكى از مشكلات دانستهاند و گفتهاند يهوديانِ عصرِ نزول، انتساب صدر آن را به خودشان انكار كردهاند؛ چرا كه با اعتقادات دينى آنان سازگار نيست. مفسران نيز براى پاسخ به اين اشكال چنين گفتهاند: يهوديان قطعاً اين سخن را گفتهاند؛ زيرا هنگامى كه آيه «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ»[٤] را شنيدند، گفتند
[١] . سفر آفرينش، فصل ١١، آيه ٢- ٤.
[٢] . ر. ك: دائرة المعارف الإسلاميّة الكبرى، ١/ ٣٧- ٣٨؛ قصّة الحضارة، ١/ ٢٦؛ لغت نامه دهخدا؛ فرهنگمعين؛ تاريخ مصرالقديمة( الموسوعةالمصريّة) ج ١( از مجلّد يكم)؛ تاريخ ايران، ص ١٨٢- ١٨٤.
[٣] . مائده/ ٦٤.
[٤] . بقره/ ٢٤٥؛ حديد ٥٧/ ١١.