نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٢ - حور العين
توصيفاتى براساس مقياسهاى همگانى
در تعبيرات قرآنى درباره نعمتها و عذابهاى اخروى توصيفاتى آمده براساس مقياسهاى همگانى و نه براساس مقياسهاى خاص عرب، كه برخى به اشتباه آنها را توصيفاتى پنداشتهاند كه تنها عرب آنها را مىشناخته و با زندگى سخت و دشوار ايشان در آن سرزمين خشك و بيابانى سازگارى داشته اما براى ساكنان سرزمينهاى سرسبز و حاصلخيز هيچ رغبت و شوقى بر نمىانگيزد؛ مانند اينكه بهشت را داراى سايه درختان و جوىهاى روان و كاخها و حوريهها توصيف كرده؛ چيزهايى كه تنها در چشم عرب زيبا و خواستنى است و نه براى ديگران.
اما اين پندار نادرست از بىدقتى و ناآگاهى از نكات ريز زبانى است كه قرآن كريم، امت عرب و همه جهانيان را با آن مورد خطاب قرار داده است. در اينجا نمونههايى از اين دست اشتباهات را يادآور مىشويم:
حور العين
واژه «عين» جمع «عَيْناء» است كه به معناى زنى است كه چشمانى درشت و همگون با زيبايى چهرهاش دارد. چنان كه نام گاو وحشى نيز هست كه چشمى زيبا و با درشتى متناسب و موزون دارد.
واژه «حور» نيز جمع حوراء است. پنداشتهاند اين واژه به معناى زنى است كه چشمانى با حدقه سياه دارد كه در نظر عرب، همين سياهى حدقه چشم، زيباست، حال آن كه زيبايى دختران رومى و اروپايى در چشمان آبى آنهاست، كه نزد عرب عيب و زشتى شمرده مىشود و به همين دليل، قرآن درباره مجرمين مىگويد: روز قيامت با رنگى كبود محشور مىشوند.[١]
در نتيجه هر دو وصف حسن و عيب براساس معيارهاى خاص عرب است.
اما بايد دانست خطا در اينجا در اين است كه حَوَر به سياهى تفسير شده حال آن كه حَوَر به معناى سفيدى درخشندهاى است كه سياهى حدقه در قاب روشن آن جلوه و جلاى بيشترى دارد، و حواريّات نيز زنان سفيدند. ازهرى گويد: تنها زنى حوراء
[١] . مثلًا در سوره طه فرمود:« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً» طه/ ١٠٢.