نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٧٠ - نگاهى گذرا به زندگى بنى اسرائيل در مصر
بقاياى برخى ديوارهاى آن به دست مىآيد كه دژى مصرى بوده است و تورات به اشتباه آن را انبارهاى غلّه پنداشته است.
بنابراين رامسس دوم، فرعونى است كه بنى اسرائيل را مورد آزار و ستم قرار داد و موسى عليه السلام در زمان او زاده شد. وى با ملتهاى آسيايى نيز خصومت شديدى داشته و حدود نه سالِ پياپى در بيرون از مصر با آنها جنگيده است. ممكن است دليل آنكه از بنى اسرائيل ساكن مصر خوشش نمىآمده، ترس از اين بوده است كه آنان با دشمنان وى كه درگذشته، هموطنان آنها بودهاند، همدست شوند؛ به ويژه آنكه تعداد آنان رو به فزونى نهاده بود و بر اثر زاد و ولد، گروه بزرگ مهاجرى را شامل مىشدند كه بخش عظيمى از ولايت شرق مصر را تشكيل مىداد.
پيش از مرگ رامسس دوم، فرزندش منفتاح نيز با او در حكومت سهيم بود. وى سيزدهمين فرزند رامسس در ميان ١٥٠ فرزند اوست و هنگام ولايتعهدى، سنّش بالا بود. بنابراين در خانه پدرش هم دوره موسى بوده است و هنگامى كه به موسى خطاب كرد: «أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ»[١]، سخنش حقيقت داشت. منفتاح همان فرعون دوران خروج است و موسى و هارون از او خواستند كه بنى اسرائيل را از مصر خارج سازد. «و موسى هشتاد ساله بود و هارون هشتاد و سه ساله، وقتى كه با فرعون سخن گفتند».[٢] اين سخن تورات هم درست است كه در اين ميان فرمانرواى مصر (رامسس) مرد.
علّامه فلندرس پترى به سنگ گرانيت سياه رنگى به ارتفاع ١٤/ ٣ متر دست يافته است كه در دو سوى اين تخته سنگ بزرگ نوشتههايى كندهكارى شده وجود دارد؛ يك سو از آنِ «آمنوفيس» سوم از خانواده هجدهم است كه هر آنچه را وى درباره معبد «آمون» به انجام رسانده، نوشته است و در سوى ديگر آن درباره منفتاح، پسر رامسس دوم از خانواده نوزدهم مطالبى درج شده است. در آنجا
[١] . شعراء/ ١٨:« آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى»؟
[٢] . كتاب مقدس، سفر خروج، باب ٧، شماره ٧.