نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٦١ - نگاهى گذرا به اسكندر مقدونى
در تفسير طبرى (م ٣١٠ ه) آمده است: «او جوانى از رم بود، پس آمد و شهر اسكندريه را ساخت».[١]
در تفسير ماوردى (م ٤٥٠ ه) نقل شده است: «معاذبن جبل گفت: او اهل رم بود به نام اسكندروس. ابن هشام گفته است كه وى اسكندر است و او همان كسى است كه شهر اسكندريّه را بنا كرد».[٢]
ابن عبدالحَكَم در فتوح مصر از قتاده روايت كرده است كه اسكندر همان ذوالقرنين است و از وهب بن منبّه نقل كرده است: ذوالقرنين مردى از رم و نامش اسكندر بود. به او ذوالقرنين مىگفتند؛ چون دو روى سرش از مس بود. ابن عبدالحكم از سُدّى وحسن نيز آوردهاست كه بينى اسكندر سه ذراع بود و از عبيدبن يعلى حكايتشدهاستكه او دوشاخكوچك داشت كه در زير عمامهاش پنهانبود.[٣]
حافظ اسماعيل بن عمر بن كثير دمشقى (م ٧٧٤ ه) براى جمع ميان روايات گوناگون درباره اسكندر چارهجويى عجيبى كرده[٤] و معتقد است كه دو اسكندر وجود داشته است: يكى رومى و ديگرى يونانى مقدونى. وى از قتاده روايتى آورده است كه اسكندر همان ذوالقرنين است و پدرش نخستين قيصر رم و از فرزندان سام، پسر نوح بوده است.
اما ذوالقرنين دوم، اسكندر، پسر فيليپس و از نسل اسحاق مىباشد. او مىگويد: ابن عساكر در تاريخش نسبتش را چنين ذكر كرده است. وى مقدونى يونانى مصرى، بنيانگذار شهر اسكندريه است و ميان او و اسكندر نخست، فاصله زمانى زيادى وجود داشته است. اين اسكندر ٣٠٠ سال پيش از مسيح مىزيسته و وزيرش ارسطو فيلسوف بوده است و همو دارا را كشت و پادشاهان ايران را به خوارى كشاند و سرزمينشان را به تصرّف خود درآورد.
وى مىگويد: ما اين مسئله را تذكر داديم؛ زيرا بسيارى از مردم گمان مىكنند كه
[١] . جامع البيان، ١٦/ ٧.
[٢] . النكت والعيون( تفسير ماوردى)، ٣/ ٣٣٧.
[٣] . الدر المنثور، ٥/ ٤٣٨- ٤٣٩.
[٤] . ابن كثير و ابن قيّم جوزيه( م ٧٥١ ه) هردو از شاگردان ابن تيميه بودهاند؛ از اين رو از خيالپردازيهاىاو اثر پذيرفتهاند و هر دو در اين جهت و اين نظر مشتركند.