نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٨ - سخن گفتن با مردم در خردى و بزرگى
مسيحياننيز الوهيّت عيسى را معتقد بودند، ايناعتقاد پولس رسول و ٣١٣ اسقف بود.
به منظور از ميان بردن اين اختلافات، در سال ٣٢٥ ميلادى «مجمع نيقيه» در حضور «كنستانتين» پادشاه و با فراخوان او تشكيل شد كه در آن ٢٠٤٨ اسقف گرد آمدند و بحثهايى درگرفت، در آنجا «كنستانتين» امپراتور روم- كه به تازگى از بتپرستى به مسيحيّت گراييده بود و چيزى از آيين مسيح نمىدانست، همين نظريه اخير، يعنى نظريه پولس رسول را برگزيد و پيروان او را بر مخالفانشان چيره ساخت و ديگر فِرَق را تار و مار كرد، بويژه آن گروه را كه مىگفتند تنها پدر خداست و مسيح از جهان ناسوت است.[١]
ابن حرم اندلسى (٣٨٣- ٤٥٦ هجرى) نيز كه در دورانى نزديك به ابن بطريق مىزيست، پس از شرح اختلافات فرقههاى مسيحى در دوران كنستانتين، اولين پادشاه مسيحى روم، مىنويسد: «يكى از فرقههاى مسيحى بربرانيه بودهاند كه مىگفتند عيسى و مادرش دو خدا به جز خداوند بودهاند. اين فرقه هم اكنون منقرض شده است.»[٢]
سخن گفتن با مردم در خُردى و بزرگى
قرآن كريم در سه جا اشاره به سخن گفتن مسيح در گهواره دارد:
١. آيه ٤٦ سوره آل عمران: «وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ».
٢. آيه ١١٠ مائده: «إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا».
٣. آيه ٢٩ مريم: «فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا .... قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ» فخر رازى مىگويد: مسيحيان سخن گفتن مسيح در گهواره را انكار كردهاند به استناد اينكه از نظر تاريخ اثبات نشده و با توجه به اينكه اين مطلب اگر ثابت بود رويداد شگفت و دليلى روشن بر پيامبرى او بود، و در نتيجه منابع مسيحى سزاوارتر بودند كه آن را نقل كرده باشند و فراوان و به تواتر نقل مىشد و طبعاً نكته پوشيدهاى نبود كه
[١] . ر. ك: به نوشتههاى سيد قطب در اين زمينه( فى ظلال القرآن، ٦/ ١١٧- ١٢١، مجلد دوم، صفحه ٦٨٥- ٦٨٩) به نقل از كتاب محاضرات في النصرانية تأليف شيخ محمّد ابوزهره، و كتاب تاريخ الامّة القبطيّة و منابع ديگر.
[٢] . الفصل في الملل والنحل، ١/ ٤٨.