نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٢ - دگرانديشهاى نوپيدا
اختلال مىكند و او ديوانه مىشود. «خبط» يعنى نامتعادل و كژ راه رفتن؛ همان گونه كه ناقه شب كور راه مىپيمايد. بنابراين قرآن آنچهرا اعراب باورداشتند، آوردهاست.
«مسّ» يعنى جنون و «رجل مسوس» يعنى ديوانه. اين نيز از گمانهاى عرب بود كه جن با كسى تماس پيدا مىكند و عقلش آشفته مىشود. تعبير «جُنّ الرّجل» نيز يعنى آن شخص جن زده شده است. عربها درباره جن و پرى قصهها و حكايتهاى شگفتى دارند و اگر كسى اين امور را انكار كند، گويا چيزهايى را كه آنها با چشم خود ديدهاند، انكار كرده است».[١]
استاد خلف اللَّه مىافزايد: قرآن براى از ميان بردن عقيده گذشته مشركان بر طبق همين شيوه ادبى رفتار مىكند و اين نخستين گردنه دشوار در پيمودن راه دعوت اسلام به شمار مىآيد؛ زيرا براى مشركان اين فرصت را فراهم مىكند تا ادعا كنند كه محمد صلى الله عليه و آله از كاهنان است و اين پريان هستند كه او را بر غيب آگاه مىكنند، نه وحى آسمانى.
قرآن با اين انديشه، آرام آرام و با شيوههاى گوناگون به مبارزه برخاسته است.
نخست مطرح مىكند كه جنيان به گوش مىنشستند، اما سرانجام ستارگان آنان را راندند و شهاب سنگها در كمين آنها نشستند: «وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً»[٢]. و جنيان گاه اخبار را مىربودند و حتّىپس از رسالت محمد صلى الله عليه و آله و پس از آنكه معجزه رخ داد و از استراق سمع بازداشته شدند:
«إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ، وَحِفْظاً مِنْكُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ، لَايَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ؛ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ»[٣].
[١] . الكشاف، ١/ ٣٢٠.
[٢] . جن/ ٩:« و در آسمان براى شنيدن به كمين مىنشستيم، امّا اكنون هركه بخواهد به گوش باشد، تيرشهابى در كمين خود مىيابد».
[٣] . صافات/ ٦- ١٠:« ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم و آن را از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم به طورى كه نمىتواند به انبوه فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مىشوند. با شدت رانده مىشوند و برايشان عذابى دايم است، مگر كسى كه يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد».