نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١ - نشانهاى ديگر بر حقانيت رسالت پيامبر
اين كشيشان و راهباناند كه در برابر حقيقت تكبّر ندارند هرجا بدان دست يابند در برابر آن خاضعاند، و اينك آن را در دامن اسلام يافتهاند.
«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ»[١]
بگو به من خبر دهيد اگر اين قرآن از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به همانند آن گواهى داده و ايمان آورده باشد و شما تكبّر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد.]
منظور از «مانند آن» كه در آيه آمده، مانند قرآن است؛ يعنى از دانشمندان بنى اسرائيل كسانى هستند كه گواهى مىدهند كه آموزههاى قرآن يكسره همانند آموزههاى تورات است كه خداوند بر موسى نازل فرموده و به همين دليل حقيقت مطابق با اديان پيشين الهى را در آن لمس كرده بدان ايمان آوردهاند.
بسيارى از دانشمندان اهل كتاب نيز به مجرد رسيدن پيام فراخوان به ايشان، به حقانيت پيام اسلام ايمان آوردهاند؛ زيرا گمشدهاى كه در جست و جوى آن بودند در قرآن يافتند و اين گواهى عملى ايشان بود در كنار اظهار علنىشان در حضور جماعت بنى اسرائيل.
و اين است منظور قرآن از گواهى دانشمندان بنىاسرائيل به حقانيت دعوت پيامبر، چرا كه آن را موافق با معيارهاى حقيقت كه نزد خود داشتند يافتند؛ نه آنچه آقاى اسقف پس از چهارده قرن پنداشته كه قرآن از كتابهاى ايشان اقتباس گرديده و از سخنان ايشان برگرفته شده است؛ ادعايى كه آن نخبگان نيز هرگز نگفتهاند و به راستى حق انصاف را پاس داشتهاند.
«وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ»[٢]
و كسانى كه كتاب [آسمانى] بديشان دادهايم مىدانند كه آن از سوى پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است.
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ»[٣]
[١] . احقاف/ ١٠.
[٢] . انعام/ ١١٤.
[٣] . انعام/ ٢٠.