نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٠ - داستان گوساله و سامرى
پس خشم خدا بر ايشان شعله ور شد و خواست هلاكشان كند؛ اگر موسى براى آنان شفاعت نكرده بود. پس چون موسى به محلّ ايشان رسيد و گوساله و رقص آنها را ديد، خشم او به جوش آمد و لوحها را كه در دستش بود افكند، و شكست، سپس گوسالهاى را كه ساخته بودند گرفته به آتش سوزانيد و آن را خرد كرده نرم كرد و بر روى آب پاشيده بنى اسرائيل را نوشانيد. و به هارون گفت اين قوم به تو چه كرده بودند كه گناه عظيمى برايشان آوردى. هارون عذر آورد كه ايشان به من گفتند براى ما خدايان بساز، كه نمىدانيم موسى را چه شده است.[١]
در سوره طه نيز مىخوانيم:
«وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى؟ قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي ... وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً»[٢].
«و اى موسى چه چيز تو را [دور] از قوم خودت به شتاب واداشته است؟ گفت:
اينان در پى منند و من اى پروردگارم به سويت شتافتم تا خشنود شوى. فرمود: در حقيقت ما قوم تو را پس از [عزيمت] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت. پس موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود برگشت و گفت: اى قوم من، آيا پروردگارتان به شما وعده نيكو نداد؟ آيا اين مدت بر شما طولانى مىنمود، يا خواستيد خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آيد كه با وعده من مخالفت كرديد؟
گفتند: ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم، ولى از زينت آلات قوم، بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم، و خود سامرى [هم زينت آلاتش را] همين گونه بينداخت.
پس براى آنان پيكر گوسالهاى كه صدايى داشت بيرون آورد، و [او و پيروانش] گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است، و [پيمان خدا را] فراموش كرد.
مگر نمىبينند كه [گوساله] پاسخ سخن آنان را نمىدهد و به حالشان سود و زيانى ندارد؟
و در حقيقت، هارون قبلًا به آنان گفته بود: «اى قوم من، شما به وسيله اين [گوساله] مورد آزمايش قرار گرفتهايد، و پروردگار شما [خداى] رحمان است، پس
[١] . سفر خروج، ٣٢/ ١- ٢٤.
[٢] . طه/ ٨٣- ٩٧.