نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٦ - انواع سحر
افزون بر اينكه نفس آدمى خود نيروى شديد دارد كه به يارى آن مىتواند بر طبيعت چيره گردد، بدون اينكه از نيرويى خارج از محدوده خويش يارى جويد، امّا به شرط آن كه اين نيروى درونى خويش را بشناسد و با قوّت و اراده به كار گيرد.
در تاريخ انقلاب بزرگ فرانسه درباره «ميرابو» سياستمدار بزرگ فرانسوى كه از جمله رهبران انقلاب فرانسه در زمان لويى پانزدهم بود (١٧٤٩- ١٧٩١ م) خواندم كه نماينده مجلس بود و در نطق خود بسيار نيرومند و تأثيرگذار بود به گونهاى كه موافق و مخالف را تسليم مىكرد. از نيروى درونى خارق العاده او قضايايى نقل مىكنند. از جمله يكى از دوستانش كه او را در حضور بر سر مزار مادرش همراهى كرده بود نقل مىكند كه سگ هارى به آنها حمله كرد و بسيار خطرناك و وحشتانگيز بود. دوست او با وحشت و ترس به دنبال فرار بود. ميرابو با آرامش و خيال راحت او را آرام مىكرد و مىگفت: وحشت نداشته باش؛ من كار را به عهده مىگيرم. پس در چشمان آن سگ خيره شد. ناگهان سگ آرام شد و بازوهايش را خاشعانه در برابر ميرابو بر زمين گذاشت، و مانند اين داستان درباره او زياد گفته مىشود.
نويسنده خود در يكى از محافل عزاى سيد الشهداء عليه السلام در شب يازدهم محرم سال ١٣٧٠ قمرى در كربلا شاهد بودهاست كه جمعى مانند هنديان وارد آتش شعلهور مىشدند، آتشبا انبوهىاز هيزم ساعتها برافروخته شدهبود و به صورت گدازههايى فروزاندر گودالى با ابعاد دو در سه يا چهار متر باعمق ٣٠ سانتىمتر پر از آتش در آمده بود. چهار نفر هندى مسلمان آمدند و آرام آرام به سينه مىزدند و زمزمه ياحسين، ياحسين بر لب داشتند، سپس در حالى كه پا برهنه بودند پاچهها را بالا زده و در پى آنها كودكى در حدود ده ساله با همان هيأت داخل آتش شدند. آنها همگى رو به قبله با آرامش و آهسته بى هيچ اضطراب و نگرانى وارد گودال آتش شده از ميان آن گذشتند و از آن سوى ديگر به سلامت خارج شدند و اثرى از آتش در آنها ديده نمىشد. اين چيزى بود كه من خود به چشم ديدم و بسيارى از بزرگان و اشخاص جليل القدر كربلا شاهد آن بودند و با اعجاب و شگفتى آن منظره شكفت را تماشا مىكردند!
همان روزها از راديوها شنيدم كه اين رسم هميشگى هندىهاى مسلمان و غير مسلمان است كه به دليل قوّت نفسى كه در ايشان وجود دارد مانع از تأثير آتش بر