نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٤ - ٥ ارائه گزارشها و تصويرهاى گوناگون از يك صحنه
اعراف آمده است: «قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ»[١] و در سوره شعراء مىگويد: «قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ».[٢]
به نظر مىرسد اين سخن گفت و گويى طرفينى ميان فرعون و دولتمردان اوست؛ بنابراين صحيح است هم به فرعون و هم به آنان نسبت داده شود. به همين دليل است كه ادامه آيات هر دو مورد، شبيه يكديگر است. پس از آيه نخست آمده است: «يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَما ذا تَأْمُرُونَ؟ قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ».[٣] همين مطلب با اندك تفاوتى كه تبديل «أرسل» به هم معناى آن «وابعث» و «ساحر» به «سحّار»[٤] باشد، پس از آيه ديگر نيز آمده است.
همين گونه در داستان حضرت ابراهيم عليه السلام بشارت فرزندشان در سوره هود[٥] به خود او و در سوره حجر[٦] و ذاريات[٧] به همسر او داده مىشود.
٥. ارائه گزارشها و تصويرهاى گوناگون از يك صحنه
در داستانهاى قرآن از زبان يك شخص و در يك صحنه، گاه چند گونه سخن بازگو مىشود؛ همانند خطاب خداوند به موسى عليه السلام آنگاه كه وى به سوى آتشفروزان در دامنه كوه طور مىآمد. در سوره نمل اين گونه ندا داده مىشود: «فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها».[٨] در سورهقصصمىخوانيم: «فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ
[١] . اعراف/ ١٠٩:« سران قوم فرعون گفتند: بى شك اين مرد، ساحرى داناست».
[٢] . شعراء/ ٣٤:« فرعون به سرانى كه پيرامونش بودند گفت: واقعاً اين ساحرى بسيار داناست.»
[٣] . اعراف/ ١١٠- ١١١:« مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند. پس چه دستور مىدهيد؟ گفتند: اوو برادرش را بازداشت كن و گردآورندگانى را به شهرها بفرست تا هر ساحر دانايى را نزد تو آورند».
[٤] .« سحّار» يعنى جادوگر و دارنده سحر. وزن« فعّال» ساختارى است كه براى بيان پيشه نيز به كار مىرود؛ مانند« تمّار» يعنى خرمافروش.
[٥] . هود/ ٧١.
[٦] . حجر/ ٥٣.
[٧] . ذاريات/ ٢٨.
[٨] . نمل/ ٨:« چون نزد آن آمد، آوا رسيد كه خجسته و مبارك گرديد آن كه در كنار اين آتش و آن كهپيرامون آن است».