نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٠ - فرزند خدا
دست خداوند و فراگيرى قدرت اوست و در صدد بيان انحصارِ بسطِ يد پروردگار نيست. از اين رو شايد ياد كرد اين مصداق به اين دليل باشد كه مسلمانانِ صدر اسلام از نظر وضعِ زندگى و امكانات رفاهى در تنگنا بودند و يهوديان با زخم زبان به ايشان مىگفتند كه اين سختيها در ازل براى شما مقدّر شده است و اكنون خداوند نمىتواند آن تقدير ازلى را با گشايش روزى بر شما، تغيير دهد.
بدين ترتيب، روشن شد كه جهتگيرى آيه مانند ديگر آيات مشابه، عام و فراگير است و عام بودن لفظ، معيار است، نه خصوص مورد نزول.
فرزند خدا
«وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ»[١]؛ ويهود گفتند: عُزَير، پسر خداست، و نصارى گفتند: مسيح، پسر خداست. اين سخنى است [باطل] كه به زبان مىآورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شدهاند شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه [از حق] باز گردانده مىشوند؟ «عزير» كه تصغير است، هموست كه اهل كتاب او را «عَزْرا» مىنامند. شيخ محمّد عبده مىگويد: به نظر مىرسد كه عربهاى يهودى اين واژه را به خاطر علاقه زياد به «عَزْرا» مصغَّر استعمال كرده و بدين سان آن را منصرف كردهاند. مسلمانان نيز اين واژه را از آنان وام گرفتند. ناگفته نگذارم كه تغيير دادن اسمهاى علم در زبان مقصد، پديدهاى رايج است. مثلًا عرب اسم «يسوع» را به «عيسى» تغيير دادند.
اين عَزْرا همان كسى است كه حدوداً دويست سال پس از حمله ويرانگر بخت نصّر، دين و كتب يهود را پس از نابودى احيا كرد؛ بخت نصّر با حمله به قوم يهود در فلسطين، آنان را آواره كرد، كتابهايشان را به آتش كشيد، معبدهايشان را ويران كرد، بسيارى از آنان را به قتل رساند و بقيه را به اسارت گرفت و به سرزمين بابل برد. تا اينكه داريوش پادشاه ايران بابل را فتح، يهوديان را آزاد و آنان را كمك كرد تا به
[١] . توبه/ ٣٠.