نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٢ - زن و منزلت او در قرآن
آوردهاند بهرهاى.
«وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[١].
براى زنان است برابر آنچه برايشان است به نيكى.
قرآن، آن گاه كه از انسان- كه در حقيقت آن، زن و مردى در كار نيست- سخن مىگويد، تنها از ذات انسان سخن مىگويد كه زَن و مرد در آن يكسان هستند، و آن گاه كه از مقام انسان و برترى او بر بسيارى از آفريدهها سخن مىگويد و از امانتهايى كه به انسان سپرده شده است و از روح خدا كه در او دميده شده است و آن گاه كه خداوند خود را در آفرينش اين انسان مبارك مىشمرد در همه اين موارد، از حقيقت بلند انسانى سخن مىگويد كه زن و مرد بدون هيچ فرقى در آن مشتركند؛ آن گاه كه مىگويد:
«وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى»[٢].
يا مىگويد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[٣].
و در تعبيرهايى از اين دست فرقى ميان زن و مرد قائل نيست.
«أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ»[٤].
همانا من عمل هيچ عمل كنندهاى از شما را ضايع نمىسازم، چه زن و چه مرد، بعضى از بعضى ديگرند. (كنايه از آن است كه هر دو از يك حقيقت والا برخوردار مىباشند).
هيچ تفاوتى در ويژگيهاى ذاتى انسانى و در تلاش در رسيدن به مراتب كمال نيست.
«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً»[٥].
[١] . بقره/ ٢٢٨.
[٢] . نجم/ ٣٩.
[٣] . حجرات/ ١٣.
[٤] . آل عمران/ ١٩٥.
[٥] . احزاب/ ٣٥.