نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢٤ - ترديدهايى در اينكه آيا كورش همان ذوالقرنين است
اين تنها دليلى است كه طرفداران اين نظر كه سد را كورش ساخته است، به آن استنادمىكنند. اما آيا معناى توقفحملات آن است كه كورش سد را بنا كردهاست؟
چرا نگوييم كه سد از پيش ساخته شده بود، اما حوادث طبيعى در كنارههاى آن اثر گذاشته است؛ همانند آنكه آبهاى درياى خزر از سواحل كنار رفته و مهاجمان از ساحل پيدا شده، راه نفوذ يافته باشند و سپس در دوران سلطنت كورش سدّ ترميم شده و باعث توقف هجوم قبايل وحشى شده باشد؟!
اين نظير همان حادثهاى است كه در زمان انوشيروان پس از هزار سال رخ داد.
آيا معقول نيست كه كورش در اين باره مانند انوشيروان عمل كرده باشد و طبعاً سدّ از مدتها قبل ساخته شده باشد؟ آنچه ياد شد، به نظر من درستتر است؛ زيرا:
١. ازنظر تاريخى، هرگز اثبات نشده است كه كورش در آنجا سدّى ساختهباشد.
٢. كورش در اعلاميهاش از ساخت سد سخنى نگفته با وجود آنكه كارى بس بزرگ بوده است؛ به گونهاى كه هيچ يك از ديگر كارهاى وى به پاى آن نمىرسد.
چگونه كورش سدّى را كه ساختش ده سال به طول انجاميده و ماندگارترين اثر وى در گذر ايام است، نايده انگاشته و در عوض، چيزهاى ديگرى را كه بسيار از آن سادهتر است و ديگر فرمانروايان نيز انجام دادهاند، آورده است.
٣. كورش فرمانروايى بعيدالعهد نبوده است تا احوالش از مردمان جزيرة العرب پنهان بماند. نبايد فراموش كنيم كه داستانهاى ايرانيان در ميان عربها رواج داشت و آنان در ميان اعراب هواخواهانى داشتند كه از ادبيات، تاريخ و قصههاى عاميانهشان تأثير پذيرفته بودند ... سيره شريف نبوى براى ما بازگو مىكند كه نضربن حارث از حيره آمده بود و در آنجا سرگذشت پادشاهان فارس و داستانهاى رستم و اسفنديار را آموخته بود. هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله از مجلسى بر مىخواست، وى در آنجا آن حكايات را بازگو مىكرد. با توجه به آنكه كورش از بزرگترين شاهان ايران بوده است، به ناچار بايد بهرهاى از اين گفتهها مىداشت ....
اين همه چيزى بود كه در ضمن اين بحث به نظر من رسيد، خواننده محترم آزاد است هر نظرى را كه مىخواهد، انتخاب كند؛ به ويژه آنكه من همه جوانب را با