نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٥٤ - سرگذشت پسران آدم
اين سرگذشتى است كه خداوند آن را به حق و درست بودن توصيف كرده است: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ ...» پس اگر كسى بخواهد آن را از افسانههاى رايج در عقايد مردمان قديم به حساب آورد، در برابر خداوند جسارت كرده است.[١]
البته اين حادثه با اين شكل و ترتيب، هنر قرآن در تصويرگرى و ترسيم حقايق است. در آغاز حيات انسان بر روى كره خاكى، مشاجرهاى ميان فرزندان آدم كه زندگى اجتماعى را تجربه مىكردند، روى داد؛ زندگىاى كه بايد بر پايه همكارى و هميارى باشد، نه كينهورزى ودشمنى. خداوند زمانى كه آدم و همسرش را از بهشت بيرون راند تا با نسلشان در زمين زندگى كنند، اين مسئله را به آنان گوشزد كرد: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ».[٢]
سيد قطب مىنويسد: اين داستان، نمونهاى براى سرشت بدكردارى و تجاوزگرى و نمونهاى براى نيكويى و بزرگوارى پيش مىكشد و آن دو را در برابر يكديگر قرار مىدهد كه هر كدام طبق طبيعت خويش عمل مىكند. اى پيامبر! خبر اين دو نمونه انسانى را بر آنان بخوان و آن را چنان كه بوده بخوان؛ پس اين حكايت در روايتگرى خويش حق و درست است و از حق و حقيقتى خبر مىدهد كه در سرشت انسان نهفته است و حقيقتى را با خود حمل مىكند كه همان ضرورت شريعتى دادگرانه است كه مانع انجام بديها و زشتيها مىگردد.
اين دو پسر آدم پيش از هر چيز در جايى قرار دارند كه در آن، انديشه تجاوز و تعدّى بر دل انسان پاك گذر نمىكند؛ زيرا آن دو در جايگاه عبادت و طاعت بوده و در حضور خدا ايستادهاند؛ آنجا كه قربانى تقديم مىكنند تا به او نزديك شوند: «إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ».[٣] ساختار فعل، مجهول است تا بفهماند كه پذيرش يا عدم آن به نيرويى غيبى واگذار شده است. پس آن كه
[١] . الفن القصصي في القرآن، ص ٤١٤.
[٢] . بقره/ ٣٨:« فرموديم جملگى از آن فرود آييد. پس اگر از جانب من شما را هدايتى رسد، آنان كه هدايتم را پيروى كنند، برايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد».
[٣] . مائده/ ٢٧:« هنگامى كه هريك از آن دو قربانىاى پيش داشتند، پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و ازديگرى پذيرفته نشد».