نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٩ - حكمت تكرار در قصههاى قرآن
و موسى عليه السلام كه بخشهايى از سرگذشت آنان براى نشان دادن الطاف خداوند در عرصههاى گوناگون زندگى آنان است: «أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَ وَ إِسْرائِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنا وَ اجْتَبَيْنا إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا».[١]
از ديگر مقاصدى كه گاه در برخى قصههاى قرآن دنبال مىشود، گوشزد كردن دشمنى شيطان با انسان است كه در كمين نشسته تا همان گونه كه پدر (آدم) را فريب داد، فرزندان او را نيز از راه به در برد. از اين رو بايد آگاه باشند و دشمن قسم خورده خود را بشناسند و از او غافل نگردند. اسلوب قصه براى اين هشدار، كارآمدتر است و به همين منظور قصه آدم به شيوههاى گوناگون براى تأكيد اين غرض تكرار شده است.
آرى جز آنچه از اهداف رسالى قصههاى قرآن ياد شد، اهداف بسيار ديگرى نيز مىتوان يافت كه بر انبوه و گستردگى و تنوّع آن مىافزايد.[٢]
حكمت تكرار در قصههاى قرآن
تكرارهاى صورت گرفته در قرآن به گوناگونى هدفهايى بر مىگردد كه قرآن در پى آن است. يك قصه ممكن است داراى ابعادى چند باشد و با يك بار گفتن، پيامهاى هدايتى و تربيتى آن پايان نيابد؛ از اين رو در مناسبتهاى پيش آمده، هر بار به لحاظ بُعدى از آن تكرار مىشود و در نوبت ديگر، اين مناسبت تغيير مىكند و مناسبتى ديگر جايگزين آن مىشود.
بيشترين تكرار در داستان موسى و فرعون و سرگذشت بنى اسرائيل صورت
[١] . مريم/ ٥٨:« آنان كسانى بودند كه خدا بر ايشان نعمت ارزانى داشت؛ از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح بر كشتى سوار كرديم و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه آنان را هدايت نموديم و برگزيديم. هرگاه آيات خداى رحمان برايشان خوانده مىشد، سجده كنان و اشكريزان بر خاك مىافتادند».
[٢] . در اين باره بنگريد به: التصوير الفنى في القرآن، سيد قطب، ص ١٧١- ١٨٠؛ القصص القرآنى، سيد محمدباقر حكيم، ص ٣٣- ٥٦.