نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٤ - دگرانديشهاى نوپيدا
اين بخار به آتشى كه نزديك ستارگان و مسير اجرام آسمانى است، برسد، شعلهور مىگردد؛ اين شعله همان شهاب سنگ است.
٢. جنيان با وجود آنكه مىبينند هزاران نفر از آنان مىسوزند، چگونه باز جسارت كرده و كار آنان را انجام مىدهند.
٣. اگر جنيان در آسمانها نفوذ مىكنند، چطور ممكن است بتوانند لايههاى ستبر و ضخيم آسمان را بشكافند و اگر رخنه نمىكنند، چگونه مىتوانند از راه دور به اسرار آسمان گوش دهند و چرا اصلًا از فرشتگانى كه بر روى زمينند، استراق سمع نمىكنند؟
٤. چرا فرشتگان از گفتن خبرهاى آينده دم فرو نمىبندند تا جنيان مجال شنيدن آن را نيابند؟
٥. شياطين خود از آتش آفريده شدهاند و آتش نمىتواند آتش را بسوزاند!
٦. چگونه اين رانده شدنها پس از نبوت و حتّى پس از وفات نبى اكرم صلى الله عليه و آله ادامه دارد و حال آنكه حكمت آن (مشتبه نشدن وحى) از ميان رفته است؟
٧. پرتاب شهاب سنگها در نزديكى زمين اتفاق مىافتد و اگر در مركز آسمان بود، ما آنها را مشاهده نمىكرديم.
٨. چرا شياطين اسرار مؤمنان را به كافران باز نگفتند؛ در حالى كه نقل اخبار فرشتگان به كاهنان و پيشگويان در توان آنها بوده است.
٩. چرا از آغاز مانع رفتن آنان به آسمان نشدند تا نيازى نباشد كه براى راندن آنها از شهابهاى سوزنده استفاده شود؟[١]
فخر رازى بايد از آغاز متوجه مىشد كه قرآن به شيوه خاص خود با اين باور به مبارزه برخاسته و آرام آرام آن را نشانه رفته است؛ همان طور كه در مبارزه با شراب خوارى و ديگر سنّتهاى جاهلى به تدريج و در مراحلى چند عمل كرد و زمينه نسخ احكام را نيز همين تدريجى بودن فراهم مىساخت. اگر رازى اين نكته را درمىيافت، خود و ديگران را در اين درنگهاى طولانى به زحمت نمىانداخت و
[١] . بنگريد به: تفسير كبير، ٣٠/ ٥٨٤- ٥٨٥. آنچه نقل شد با تلخيص و اختصار بود و فخر رازى به اين موارد پاسخهاى ضعيفى داده است كه باعث تقويت اشكال مىشود.