نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣١ - كورش همان بنده نيك خداست
اندام مىنگريستهاند.[١] ديگر اينكه وى مؤسس سلسله هخامنشى يا سلسله «شاهان بزرگ» است كه در نامدارترين دوره تاريخ ايران بر آن سرزمين سلطنت مىكردهاند.
ديگر آنكه كورش سربازان مادى و پارسى را چنان منظم ساخت كه به صورت قشون شكست ناپذيرى درآمدند. بر سارديس و بابل مسلّط شد و فرمانروايى اقوام سامى را بر باختر آسيا چنان پايان داد كه تا هزار سال پس از آن، ديگر نتوانستند دولت و حكومتى بسازند. تمام كشورهايى را كه قبل از وى تحت تسلّط آشور و بابل و ليديا و آسياى صغير بودند، ضميمه پارس ساخت و از مجموع آنها يك دولت شاهنشاهى و امپراطورى ايجاد كرد كه بزرگترين سازمان سياسى قبل از دولت روم قديم و يكى از خوش ادارهترين دولتهاى همه دورههاى تاريخى به شمار مىرود.
آن طور كه از افسانهها بر مىآيد، كورش از كشورگشايانى بوده است كه بيش از هر كشورگشاى ديگر او را دوست مىداشتهاند و پايههاى سلطنت خود را بر بخشندگى و خوى نيكو قرار داده بود. دشمنان وى از نرمى و گذشت او آگاه بودند و به همين جهت در جنگ با كورش مانند كسى نبودند كه با نيروى نوميدى مىجنگد و مىداند چارهاى نيست جز اينكه بكشد يا خود كشته شود ....
يكى از اركان سياست و حكومت وى آن بود كه براى ملل و اقوام مختلفى كه اجزاى امپراطورى او را تشكيل مىدادند، به آزادى عقيده دينى و عبادت معتقد بود. اين خود مىرساند كه بر اصل اول حكومت كردن بر مردم آگاهى داشت و مىدانست كه دين از دولت نيرومندتر است. به همين جهت است كه وى شهرها را غارت نمىكرد و معابد را ويران نمىساخت، بلكه نسبت به خدايان مغلوب، به
[١] . ويل دورانت در وصف ايرانيان مىنويسد:« چنان به نظر مىرسد كه پارسيان زيباترين ملتهاى خاورنزديك در روزگارهاى باستانى بودهاند. تصاويرى كه در آثار تاريخى برجاى مانده، نشان مىدهد كه آن مردم، ميانه بالا و نيرومند بوده و بر اثر زندگى در نقاط كوهستانى، سختى و صلابت داشتهاند، ولى ثروت فراوان سبب لطافت طبع آنان بوده است. در سيماى ايشان آثار تقارن مطبوعى ديده مىشود و مانند يونانيان، بينى كشيده داشتهاند و در اندام و هيبت ايشان آثار نجابت مشهود بوده است».
وى سپس به توصيف لباسهاى زيبا، آراسته و با شكوه آنان مىپردازد( ويل دورانت، پيشين، ص ٤١٣).