نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧٣ - جادوگران بابل
به مردم سحر (- راه و روش گمراه كردن) مىآموختند».
خداوند متعال در ادامه، اين ادعا را كه سحر از سوى خداوند بر دو فرشته هاروت و ماروت كه در بابل استقرار داشتند نازل شد، ردّ مىكند. گويا آن زمان داستانى درباره آن دو رايج بوده و يهود و شياطين ادعا مىكردهاند كه آن دو، سحر مىدانستهاند و به مردم مىآموختند، قرآن اين تهمت را ردّ كرده و حقيقت را روشن ساخته كه اين دو فرشته مايه امتحان مردم بودهاند، و به هر كسى كه براى شناختن راه رهايى از دامهاى شياطين جادوگر به نزد ايشان مىرفت مىگفتند: با به كار بستن اين راهها و ترفندها كافر مشو. برخى از مردم با وجود همه هشدارها و روشنگرىها به دليل انگيزهاى خباثتآميزشان اصرار بر فراگيرى سحر داشتند و در نتيجه «از آن دو مىآموختند آنچه را كه به وسيله آن ميان زن و شوهر را به هم مىزدند». اينجا است كه قرآن آمده تصور بنيادين اسلامى را در اين زمينه تقرير كند مبنى بر اينكه در اين جهان چيزى جز به اذن خداوند و به دليل مصلحت و حكمت الهى تحقق نمىيابد. همه اسباب و عوامل جهان در كاركردها و نتايج و تأثيرات خود نيازمند اذن حضرت حق هستند. هر چند پيامدهاى ناگوارى در انتظار گمراهان و منحرفان- از راه ميانه و صراط مستقيم ترسيم شده از سوى خداوند- خواهد بود.
قرآن در ادامه، حقيقت آنچه را به منظور شر رسانى به ديگران مىآموختند تبيين مىكند كه همه به زيان ايشان است و نه به سودشان «وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ» و همين بس كه ضرر اين سحرها كفر و زيان اخروى باشد «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» پس هر كه شر بياموزد و در پى شر رسانى باشد مىداند كه سرانجام بهرهاى از آن ندارد پس آن گاه كه آن را بر مىگزيند و خريدار آن مىگردد هر ذخيره سپرده اخروى را- جز عقاب آن جهان- از دست مىدهد. در نتيجه خويشتن را چه بد فروختند و بهرهاى اخروى را چه ارزان از دست دادند. «و چه بد فروختند خود را، اگر مىدانستند» و اگر مىفهميدند و واقعيّت امر را در مىيافتند.