نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠ - «لا عاصم اليوم من أمر الله»
شد و سپس به تدريج خشكى از آن نمودار شد.[١]
بدين گونه آيه «وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ»[٢] (و تنها نسل او را باقى گذاشتيم) نيز فراگيرى طوفان را نمىرساند، چرا كه قلمرو زيستى نسل بشر در آن روز (و روزگار بسيار دور) بسى محدود بود و در سطح زمين گسترده نبود. تاريخگذارىها و گمانهزنىهاى تورات را نيز نمىپذيريم كه اين زمان مزبور را نزديك مىداند، چنان كه دليل و شاهدى هم ندارد.
«لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ»
شاهد ديگرى كه براى فراگيرى طوفان آوردهاند اين آيه است:
«وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ. قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ».[٣]
و [آن كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه آسا مىبُرد، و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ در داد: اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش. گفت: به زودى به كوهى پناه مىجويم كه مرا از آب در امان نگاه مىدارد. گفت: امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست، مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند. و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] در غرق شدگان گرديد.
به دو جاى اين آيهها مىتوان براى جهان شمولى طوفان استدلال كرد:
١. تعبير به موج عظيم مانند كوهها كه چنين چيزى جز در پهنه بسيار گستره از آب پديد نمىآيد.
٢. تلاش پسر نوح براى بالا رفتن از كوه تا از آب در امان ماند، اما نوح او را بيم داد كه نگاهبانى امروزه نيست و اين يعنى آب همه كوهها را فرا مىگيرد و جايى براى پناه گرفتن باقى نمىگذارد. و چنين شد كه موج سرگردان او را بلعيد و از غرق شدگان گرديد.
[١] . تفسير المنار، ١٢/ ١٠٦.
[٢] . صافات/ ٧٧.
[٣] . هود/ ٤٢ و ٤٣.