نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٦ - الغاى تدريجى بردهدارى
اسلام، حتّى جايگاه بردگان را چنان بالا برده كه مىتوانند در نماز- كه برترين عبادت اسلامى است- امامت جماعت را بر عهده گيرند. در قرب الإسناد حميرى از امام صادق از پدرانش از على عليهم السلام نقل كرده كه فرمود: «اشكالى نيست كه بنده امامت كند، اگر قراءت نماز را بتواند».[١]
اين سخن امام عليه السلام، دليلى است بر شايستگى بردگان براى همه پستهاى رسمى و غير رسمى در نظام اسلامى و بر اينكه فرقى ميان ايشان با شهروندان آزاد در اين جهت نيست، و اين برجستهترين و والاترين نوع ممكن مساوات است. به همين دليل پيامبر صلى الله عليه و آله غلام خود زيد را فرمانده لشگرى قرار داد كه در ميان آن بزرگان مهاجر و انصار حضور داشتند، و چون زيد كشته شد فرزندش اسامه را فرمانده قرار داد با آن كه در آن لشكر، ابوبكر و عمر نيز بودند. بدينسان به برده تنها حق برابرى نبخشيد، بلكه حق پيشوايى و فرماندهى بر آزادگان را نيز براى او قائل شد و او را به بالاترين منصب دولتى گمارد.
اسلام در خوشرفتارى با برده و بازپس دادن جايگاه انسانىاش، دست به كار شگفتى زد، تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله ميان برخى از بردگان و برخى از بزرگان اصحاب كه از سران عرب بودند پيمان اخوّت بست؛ از جمله ميان بلال بن رباح و ابو رويحه خثعمى و نيز ميان غلام خود زيد و عموى خود حمزه.[٢] اين پيمانها، قراردادى واقعى بود كه معادل رابطه خونى و نسبى به حساب مىآمد ....
چنان كه دختر عمهاش زينب بنت جحش را به ازدواج غلام خود زيد درآورد، با همه حسّاسيّتى كه مسأله ازدواج دارد، بويژه از نظر زن، كه نمىخواهد شوهرش در حسب و نسب و ثروت از او فروتر باشد و اين را كسر شأن و توهين به شخصيت خود مىداند. اما پيامبر صلى الله عليه و آله هدفى بالاتر از اين مسائل را در نظر داشت، كه همانا بالا كشيدن برده از سراشيبى بود كه بشريّت ظالمانه او را در آن در افكنده بود؛ تا سطح و
[١] . بحارالانوار، ٨٥/ ٤٣، به نقل از قرب الإسناد، ص ٩٥، چاپ نجف، مجلسى سخن مبسوطى در اين زمينه دارد( ص ٤٥).
[٢] . ر. ك: سيره ابن هشام، ٢/ ١٥١- ١٥٣.