نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٤ - الغاى تدريجى بردهدارى
و هركه او را اخته سازد اختهاش مىسازيم.[١]
شيخ طوسى به سند صحيح خود از سكونى از امام صادق عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام نقل كرده كه يك نفر آزاد را به دليل قتل عمد يك بنده قصاص كرد.[٢]
روايت است كه امام سجّاد عليه السلام بندهاى را زد، پس به خانه رفته تازيانه را برداشت و آمد و برهنه شد، و فرمود: على بن الحسين را بزن. او خوددارى كرد.
سپس پنجاه دينار به او بخشيد.[٣]
بدين سان برده هويتى انسانى يافت و از جايگاهى مورد حمايت قانون برخوردار شد كه ديگر نمىشد بر او در مقام سخن يا عمل ستم كرد.
اما در سخن، پيامبر، مالكان را نهى كرده بود از اينكه بندگى غلامان را به رخ آنان بكشند و فرمان داده بود كه با ايشان مهربانانه سخن گفته شود، چندان كه گويى يكى از افراد خانوادهاند. در توجيه اين دستورالعمل نيز فرمود: «خداوند، ايشان را ملك شما گردانيده و اگر مىخواست، شما را ملك ايشان مىساخت».[٤] پس آنان تنها به دليل
[١] . نسائى اين روايت را در باب قصاص آزاد و برده در برابر يكديگر آورده( المجتبى، ٨/ ١٩؛ و ابن ماجه در باب ٩٢٢ ذكر كرده،( ٢/ ١٤٦) و ابو داود در كتاب ديات از سنن خود، با شماره ٤٥١٥( ٤/ ١٧٦) و دارمى در سنن خود( ٢/ ١٩١) و احمد در مسند خود( ٥/ ١٠، ١١، ١٢ و ١٨) و ترمذى در صحيح خود، شماره ١٤١٤( ٤/ ٢٦) و گفته اين حديث حسن و غريب است زيرا تنها سمره آن را روايت كرده و او نزد ما متهم است و لذا بخارى و مسلم نيز آن را نقل نكردهاند. حاكم نيز در مستدرك( ٤/ ٣٦٧ و ٣٦٨) آن را روايت كرده و گفته براساس ملاكهاى بخارى، صحيحه است.
گفتهاند حسن خود بدان نظر نداده و گفته آزاد در برابر بنده قصاص نمىشود.
از امامان چهارگانه اهل سنت تنها ابو حنيفه براساس آن فتوا داده، به استناد عموم ادله قصاص، و اينكه مسلمانان در ارزش خونبها همطرازند. ر. ك: نسائى، ٨/ ١٨ و الفقه على المذاهب الاربعة، ٥/ ٢٨٧- ٢٨٨.
[٢] . تهذيب الاحكام، ١٠/ ١٩٢، شماره ٧٥٧؛ استبصار، ٤/ ٢٧٣، شماره ١٠٣٥؛ وسائل الشيعه، ٢٩/ ٩٨، شماره ٩. شيخ طوسى آن را مربوط به كسى دانسته كه عادت بركشتن ديگران دارد. در كتاب خلاف گويد: آزاد در برابر عبد قصاص نمىشود و اين مورد اتفاق ميان اصحاب است.( ر. ك: ٢/ ٣٤٢، كتاب الجنايات، مسأله ٤.)
[٣] . بحارالأنوار، ٧١/ ١٤٣، شماره ١٦.
[٤] . ابوحامد در احياء علوم الدين، ٢/ ٢١٩ در موضوع حقوق بردگان، و فيض كاشانى در المحجة البيضاء، ٣/ ٤٤٤.