نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٩٢ - «التي أحصنت فرجها»
قرآن و تعبيرات ركيك
پنداشتهاند در قرآن تعبيرات ركيكى ديده مىشود كه با ادبيّات والاى وحى تناسب ندارد. مثلًا كلمه فرج كه نام عورت زن است يا تعبير خيانت در مورد همسران دو تن از پيامبران كه هتك آبروى زن محترم و شوهردار است. يا تعبير اخسؤوا (كه به سگ گفته مىشود) درباره اهل دوزخ، يا تشبيه به الاغ و سگ، همچنين تعبيراتى تند و خشن مانند «تَبَّتْ يَدا»[١] (بريده باد دستانش) و «حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»[٢] (هيزم كش) يا نفرينهايى از قبيل «قاتَلَهُمُ اللَّهُ»[٣] و امثال چنين تعبيراتى كه در متون مهم و ارزشمند ادبى سراغ نداريم.
امّا اين توهّم ناشى از ناآگاهى نسبت به مصطلحات زبانى عصر قرآن و اشتباه عرف قديم با عرف امروز است. اينك تفصيل پاسخ:
«الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها»
اين تعبير در دو جاى قرآن آمده[٤] و اين اشكال را بر انگيخته كه چرا از عورت زن به صراحت اسم برده شده؟ بايد گفت اتفاقاً اين كلمه تعبير كنايهآميز است نه صريح، زيرا منظور از فرج در اينجا شكاف موربّ قسمت پايين لباس يا دامن است. ابن فارض گويد: ف ر ج ريشه لغوى صحيحى است كه بر گشادگى موجود در چيزى دلالت دارد و لذا بر شكاف يا ترك ديوار اطلاق مىشود، و فروج، فاصلههاى ميان نقاط خطر و كمينگاه است.[٥] در ادامه مىگويد: جيب، بريدگى گريبان است كه در قسمت جلو جامه امتداد دارد.[٦] جبت القميص يعنى وسط آن شكافى ايجاد كردم. در قرآن نيز مىفرمايد: «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ» بايد روسرىهاى خود را بر
[١] . مسد/ ١.
[٢] . مسد/ ٤.
[٣] . توبه/ ٣٠ و منافقون/ ٤.
[٤] . انبياء/ ٩١ و تحريم/ ١٢.
[٥] . معجم مقاييس اللغه، ٤/ ٤٩٨.
[٦] . همان، ١/ ٤٩١ و ٤٩٧.