نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥١ - زن و منزلت او در قرآن
امرى ثابت و حقيقى است.
اگر از فرشتگان سخن گفته، و از بالهاى متعدّد: دو، سه و چهار، گزارشى دارد، كنايه از تعدّد و تنوّع نيروهاى كارآمد فعّال اين كارگزاران الهى مىباشد، و عين واقعيت است. ولى چنانكه تصوّر شود، بالهايى همچون پرندگان دارند.
به همين دليل، قرآن در اين گونه موارد به سراغ تشبيه و استعاره رفته، تا آن واقعيتها را به صورت تمثيل ارائه دهد، و نبايستى به ظاهر تمثيل بسنده كرد، يا آن را صرف فرض و خيال دانست، و در ادامه بحث، به يارى خدا اين جنبه بيشتر روشن خواهد شد.
اكنون به اصل مطلب بپردازيم:
فرهنگى كه قرآن با آن به مبارزه برخاست
فرهنگى كه بر جامعه عرب عصر نزول حاكم بود فرهنگى به غايت منحط بود، بويژه درباره زن كه چنان زبون شمرده مىشد كه در زندگى اجتماعى ارزشى براى وى، جز آن كه بازيچه مرد باشد نمىديدند. هيچ بهرهاى از ميراث و حق رأى نداشت و حسابى براى او باز نمىكردند. سپس اسلام آمد؛ دست وى را گرفت و او را تا سرحد جايگاه انسانى والايش و همپايه مرد در عرصه بلند انسانيت بالا برد، و براى او در همه عرصههاى زندگى ارزش قائل شد، و با اين كار سخت با آداب عرب جاهلى درگير شد. با اين همه اينك گفته مىشود كه اسلام در خوار شمردن شأن زن، از عادات و رسوم جاهلى تأثير پذيرفته است. اين نوشتار نگاهى است گذرا به جايگاه ارزشمند زن كه در پرتو تلاشهاى اسلام بدان دست يافته است.
زن و منزلت او در قرآن
قرآن مىگويد:
«لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ»[١].
مردان را از آنچه به دست آوردهاند بهرهاى است، و زنان را از آنچه به دست
[١] . نساء/ ٣٢.