نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١٧ - سد تاريخى كورش(ذوالقرنين)
بنابراين سد در منطقهاى كوهستانى در معبرى ميان دو بخش كوه ساخته شده است، نه در دشتهاى هموار، همانند ديوار چين و نيز براى بازداشتن اقوام تبهكار و ددمنش ساخته شده است كه با گذر از كوه به ساكنان جنوب آن در شمال ايران هجوم مىآوردند، نه براى نگهدارى سيلابها و كنترل طغيان آبها؛ مانند سدّ مأرب.
اين سد از مواد فلزى تشكيل شده كه با تركيب آهن گداخته و مس مذاب ريخته شده روى آن ايجاد شده است و بقاياى كنونى آن گواه بر آن است كه با ويژگيهايى كه قرآن كريم براى سد ذوالقرنين بيان كرده، قابل انطباق است. قرآن از استوارى اين سد چنين تعبير مىكند: «فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً»؛ يعنى نه مىتوانستند از آن بالا روند و نه مىتوانستند در آن روزنى براى عبور ايجاد كنند.
بنابراين اين سد مانند ديوار بزرگ چين[١] يا ديوار «در بند»[٢] كه انوشيروان پادشاه ساسانى ١٠٠٠ سال پس از كورش آن را بنا كرد، سنگى نبوده است يا مانند سد مأرب كه براى تنظيم آبيارى و حفاظت شهر از خطر طغيانهاى موسمى ساخته شد، اما سرانجام شهر مأرب، مركز دولت سبا در يمن، بين سالهاى ٥٤٢ تا ٥٧٠ بر اثر سيلى پر خروش و بنيان كن (سيل عَرِم) و به سبب اهمال در ترميم سد، ويران شد.[٣]
گواه بر وجود سدّ كورش ذوالقرنين همه مردمانى هستند كه از شمال كوههاى
[١] . ديوار چين را امپراتور« شين هوانك تى» پس از سال ٢٢١ ق. م. به عنوان حائلى ميان چين ومغولستان ساخت. اين ديوار از خشت پخته شده، گل و سنگ بنا شده و طول آن به ١٥٠٠ مايل مىرسد و از درياى زرد تا سلسله جبال« تاين تاغ» امتداد دارد. هدف از ساخت اين ديوار، ايجاد مانعى در برابر هجوم قبايل وحشى صحرانشين مغولستان بود كه پيوسته به دشتهاى چين يورش مىبردند. اين ديوار داراى دروازههاى مستحكمى است كه به فاصلههاى دور از هم كار گذاشته شده بود و سربازان پرتوانى از آن محافظت مىكردند( مفاهيم جغرافيّة، ص ١٢٨- ١٢٩).
[٢] . اين ديوار به طول هفت فرسنگ است و در شهر دربند، ميان درياى خزر و پايين دست كوههاى قفقاز ساخته شده است. در اين قسمت، نوارى ساحلى به طول سى مايل ميان دريا و كوه وجود داشت كه رومىها و تاتارها از آنجا به شمال ايران شبيخون مىزدند. اين ديوار ساخته شد تا راه آنان را ببندد( مفاهيم جغرافيه، ص ٣١٥؛ لغت نامه دهخدا، حرف دال).
[٣] . المنجد في الاعلام، حرف ميم.