نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٣ - ٤ نگريستن از زاويههاى گوناگون به يك حادثه
اگر اين داستان را با ديگر موارد آن، مثلًا در سوره قصص مقايسه كنيم، در آنجا ترتيب چينش حوادث به گونهاى ديگر است؛ با آمدن ملائكه حكايت آغاز مىشود، سپس نگرانى لوط از آمدن آنها و در پى آن، آمدن قوم او و دفاع لوط از مهمانان بازگو مىشود. سپس ياد مىشود كه پس از آنكه آنان در انجام قصد خويش مصمم بودند، فرشتگان خود را به لوط معرفى كردند و مأموريت خويش را براى هلاك ساختن قوم او فاش ساختند.
در اين داستان گفت و گوى لوط با قومش پيش از آگاهى او به هويت و مأموريت مهمانانش بود و اين ترتيب وقوع حوادث است كه مسير داستان را تعيين مىكند، اما در سوره حجر، پيش از آمدن قومش، فرشتگان خود را معرفى كردند و با وجود آن، داستان به گونهاى پيش مىرود كه گويا وى نمىدانسته مهمانانش فرشتگانند. پر واضح است كه حادثه به اين ترتيب اتفاق نيفتاده، بلكه گوينده براى برآورده ساختن مقصودش از آزادى عمل خود در به نظم در آوردن حوادث استفاده كرده است.
شايد سرّ اين تفاوت آن باشد كه غرض از قصه لوط در سوره هود، استوارسازى قلبپيامبر صلى الله عليه و آله باشد؛ از اينرو نخست به آزارهايى كه به لوط رسيد مىپردازد؛ همان گونه كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در راه ايمان آوردن ديگران، خود را به دشوارى انداخته و آزرده خاطر مىساخت.[١] اما مقصود از اين قصه در سوره حجر، بيان عذابهايى است كه بر تكذيبكنندگان فرود مىآمد؛ از اين رو نخست از آن سخن مىگويد.
٤. نگريستن از زاويههاى گوناگون به يك حادثه
گاه قرآن رويدادى را در جايى به افرادى نسبت مىدهد و در جاى ديگر، همان را به اشخاص ديگر مستند مىسازد؛ از جمله در يك جا به فرعون و در جاى ديگر به اطرافيان او نسبت مىدهد كه گفتند موسى ساحرى زبردست است. در سوره
[١] .« لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»( شعراء/ ٣)،« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ»( حجر/ ٩٧).