نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٣ - دگرانديشهاى نوپيدا
شيوه مبارزه قرآن در دوران سيطره اين افكار بر محيط جاهلى و در عهد نخست نزول بدينسان بود، اما هنگام پيشرفت زمان و استقرار اسلام در جزيرة العرب و پس از آنكه شهرت قرآن فراگير شد و مردم جريان رانده شدن شياطين را پذيرفتند، قرآن روش ديگرى را در پيش مىگيرد و اعلام مىكند كه جنيان اصلًا غيب را نمىدانستند و اگر به غيب آگاه بودند، پس از آنكه سليمان بدرود حيات گفت، از مرگ او با خبر مىشدند و مدتى را در شكنجه و سختى به سر نمىبردند: «فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ».[١]
اين شيوه گفتمان قرآن، برخى مفسران را دچار مشكلاتى كرده است؛ زيرا اين مسائل را جدى گرفتهاند و به بحث درباره اجرام آسمانى پرداختهاند كه آيا پيش از محمّد صلى الله عليه و آله وجود داشتهاند يا خير؟ و اگر در گذشته بودهاند، چگونه ناگهان دفع كننده شيطان شدهاند و بدين منوال با پيش آوردن مسائلى از اين دست، عرصه را بر خود تنگ كردهاند.
در تفسير رازى مطالب ذيل آمده است:
نقل مىشود كه دليل اين مسئله آن است كه جنيان خبرهاى آسمانى را استراق سمع مىكردند، امّا زمانى كه حضرت محمّد صلى الله عليه و آله مبعوث شد، آسمانها نگهبانى و حراست شدند و براى شيطانها كمين گذاشته شد؛ پس هريك از آنان كه براى استراق سمع بالا رود، شهابى به سوى او پرتاب شده و خواهد سوخت تا آنان اين خبرها را به زمين نياورند و به مردم نگويند و سبب در آميختن امر بر پيامبر و شك مردم نشوند. بنابراين سبب فرود ناگهانى شهاب سنگها و مقصود از «وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ».[٢] همين است.
برخى به جهاتى كه ياد مىشود، در اين مسئله خدشه وارد كردهاند:
١. فرود سنگهاى آسمانى در كتابهاى گذشتگان ياد شده است و آنان گفتهاند:
زمانى كه زمين با خورشيد گرم شود، بخارى خشك از آن بالا مىرود و هنگامى كه
[١] . سبأ/ ١٤:« پس چون( سليمان) فرو افتاد براى جنيّان روشن گرديد كه اگر غيب مىدانستند، در آن عذاب خفت آور باقى نمىماندند».
[٢] . ملك/ ٥:«( آسمان دنيا را با چراغهايى زينت داديم) و آن را مايه طرد شياطين گردانيديم».