نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٨ - داستان داود و همسر اوريا
و در بابهاى بعدى همين كتاب (باب ١٣ تا ١٦) آمده است كه پس از اين واقعه ابشالوم پسر داود، خواهر زيبايى به نام تامار داشت كه برادرش امنون كه از مادر ديگرى بود به او عشق ورزيد و براى رسيدن به او حيله كرد، پس خود را به مريضى زد و از او خواست كه پرستارىاش را به عهده گيرد، سپس چون بر او وارد شد با او همخوابى كرد. سپس برادرش ابشالوم بعد از دو سال توانست كه بر برادرش امْنون دست يابد و او را بكشد و پس از مدتى بر پدرش داود شوريد و او را با لشكرى عظيم فرارى داد. و از جمله اعمال شنيعى كه مرتكب شده بود اين بود كه «در نظر تمامى اسرائيل نزد متعههاى پدرش درآمد».
قوم يهود اين گونه با قداست داود پيامبر صلى الله عليه و آله بازى كرده با تهمت بىعفتى زشتترين وصلهها را بر او و خاندانش بستهاند و ايشان را خانوادهاى وانمود كردهاند كه در گرداب انواع زشتىها و پلشتىها در افتاده بودهاند. اما قرآن آمده تا ساحت پيامبران را پيراسته از داود چهرهاى قدّيس و بندهاى سر بر آستان خداوند ترسيم كند: آيات زير را بنگريد:
«وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ. إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ. وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ. وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ»[١].
و داود بنده ما را كه داراى امكانات چندى بود به ياد آور؛ آرى او بسيار بازگشت كننده [به سوى خدا] بود. ما كوهها را با او مسخّر ساختيم كه شامگاهان و بامدادان خداوند را نيايش مىكردند. و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد آورديم همگى به سوى او بازگشت كننده بودند. و پادشاهىاش را استوار كرديم و او را حكمت و كلام فيصله دهنده عطا كرديم.
«وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[٢].
«اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ»[٣].
داستان آزمون داود را كه نشان از پيراستگى دامان پاك او از اين خرافههاى اسرائيلى دارد در جاى ديگر به تفصيل آوردهايم.[٤]
[١] . ص/ ١٧- ٢٠.
[٢] . ص/ ٣٠.
[٣] . سبأ/ ١٣.
[٤] . در جلد سوم كتاب التمهيد.