نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٩ - زمينهاى بىشمار
آمريكاى جنوبى، استراليا و بخشى كه هنوز كشف نشده است يا حوادث دريايى آن را به كلى از بين برده است يا كاملًا از بين نرفته، بلكه بقاياى آن كه همان جزاير كوچك باشد، باقى است. يا اينكه در زير قطب جنوب قرار دارد، همان گونه كه برخى بر اين باورند.
٣. مراد از همسانى زمين با آسمانها، كرهاى ديگر غير از زمينهاست، بلكه از نوع زمين، هم نيست. بنابراين مراد از مثل، خود سيارات در شكل و هيئت جديدى است يا مراد سيارات قابل سكونت است كه هنوز كشف نشدهاند.[١]
زمينهاى بىشمار
طنطاوى در تفسير اين آيه بر اين باور رفته كه مراد اين است كه خداوند مانند آسمانها، هفت زمين آفريده است، ولى اين عدد براى حصر نيست؛ زيرا اگر كسى بگويد: «دو رأس اسب تيز تك دارم كه تو و برادرت بر آنها سوار مىشويد»، به اين معنا نيست كه فقط دو اسب داشته باشد، بلكه ممكن است هزار و يك رأس اسب داشته باشد. اين آيه هم شبيه اين مثال است. دانشمندان هيئت و نجوم مىگويند:
كمترين تعداد كرات زمينى كه به دور خورشيد مىگردند و ما آنها را ستاره مىناميم، تقريباً سيصد ميليون است. البته آنان در حال حاضر توانستهاند اين تعداد را كشف كنند. سخن اين دانشمندان ظنآور است؛ زيرا هيچ يك از آنان ادعا نكرده كه اين ستارگان را ديده است؛ جز روانشناسان كه هرگاه از ايشان پرسيده شده گفتند كرات قابل سكونت، غيرقابل شمارش است و ساكنان كره زمين در مقايسه با ساكنان آنها مانند مورچهاى در مقايسه با يك انسان است. مؤيد اين ادعا اعتراف گاليله است؛ چرا كه روح وى را پس از مرگش احضار كردند و اين مطلب را از وى پرسيدند.[٢]
مراغى نيز پس از نقل اين مطلب، از ابن مسعود نقل مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نسبت آسمانها، زمينهاى هفتگانه و هر آنچه در آنها و ميان آنهاست به كرسى، همانند نسبت يك حلقه به صحرايى پهناور است.[٣]
[١] . الهدى إلى دين المصطفى، ٢/ ٨- ٧.
[٢] . تفسير جواهر، ٢٤/ ١٩٥.
[٣] . تفسير مراغى، ٢٨/ ١٥١.