نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٥ - الغاى تدريجى بردهدارى
برخى اوضاع و رويدادها در زمره بندگان درآمدهاند و امكان داشت همين بندگان، اربابان كسانى باشند كه امروزه ارباب آنها هستند. بدين ترتيب، غرور و نخوت ايشان را فرو كشيده به بشرى كه ميان ايشان پيوند برقرار كرده و روابط دوستانه كه ميان ايشان بايد حاكم مىشد باز مىگرداند.
و اما در مقام عمل، تنبيه بدنى ظالمانه بردگان را به صراحت موجب مقابله به مثل اعلام كرد و فرمود: هركه بر ايشان دروغ بندد تعزير مىشود و هركه گوش بندهاش را سوراخ كند گوشش را سوراخ مىكنيم. اين نقطه آغاز روشنى است در جهت برابرى مطلق برده و آزاد؛ و بيانگر تعهدات جامعهاى اين چنين كه طبيعت اوليه خويش و چهره انسانىاش را از دست نداده، تعهداتى جامع و فراگير. تا آنجا كه هيچ نظام قانونگذارى در ارتباط با بردهدارى در طول تاريخ، چه پيش از اسلام و چه پس از آن بدان پايه نرسيده. چرا كه تنها زدن بنده را- البته جز براى تأديب[١]- مجوّز قانونى آزاد شدن او مىشمارد.[٢]
[١] . تأديب، مرزهاى مشخصى دارد كه نبايد از آن تعدى شود و آن همان حدّ تنبيه فرزندان است. زرارهگويد: به امام صادق گفتم: خدايت خير دهد، تنبيه بنده چگونه است؟ فرمود: در خطاى دستى كه چيزى بر او نيست اما در نافرمانى اشكالى ندارد؟ گفتم چه اندازه او را بزنم؟ فرمود: سه، چهار يا پنج ضربه. برقى اين روايت را در محاسن، ٢/ ٤٦٥، باب ١١، شماره ٢٦١٣/ ٨٦ نقل كرده. در بحارالأنوار، ٧١/ ص ١٤١، شماره ١٠ نيز آمده است.
[٢] . امام باقر عليه السلام مىفرمايد: پدرم( امام سجاد عليه السلام) كه يكى از غلامان را به جهت كوتاهى در انجام كار، با چوبدستى زده بود، و از اين عمل خود سخت ناراحت گرديده بود، مرا دستور داد تا نزد قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رفته، دو ركعت نماز به جا آورم و از درگاه خدا بخواهم تا پدرم را مورد عفو قرار دهد. سپس به غلام فرمود:« انت حرٌّ لوجه اللَّه» و او را آزاد ساخت.( بحارالأنوار، ٧١/ ١٤٢/ ١٢).
مردىاز قبيله« بنىفهد» غلامخود را مىزد، و او بهخدا پناهمىبرد. در اينهنگام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر رسيد و آن مرد را مورد نكوهش قرار داد، و فرمود: به خدا پناه مىبرد و تو از وى دست نمىكشى؟! آن مرد، فوراً غلامرا آزاد كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: به خدا قسم اگر او را آزاد نمىساختى، هر آينه شعلههاى دوزخ، چهره تو را مىنواخت.( بحارالأنوار، ٧١/ ١٤٣/ ١٥. إحياء العلوم غزالى، ٢/ ٢٢٠).- زُهْرى- از فقهاى سده اول- گويد:« هرگاه به بنده خويش گفتى:« أخزاك اللَّه»( خدا تو را ذليل كند)، او فوراً آزاد مىشود»( همان، ٢/ ٢٢٠) روايات از اين دست فراوان وجود دارد.