نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥٢ - پرسش و پاسخهايى از ابن قتيبه
براى اثبات قرآن نياز به نقل قطعى و متواتر است و چنين ويژگى را فقط در قرائت حفص از امير مؤمنان عليه السلام مىتوان يافت، چرا كه اين قرائت داراى سندى طلايى و بىمانند است و تأييد همگان را به همراه دارد، در حالىكه ساير قراءات چنين وضع استوارى ندارد؛ مثلًا در قرائت منقول از ابن عبّاس، اوّلًا در اصل انتساب آن ترديد است و ثانياً از فردى مانند ابن عباس بعيد است كه نسبت به قرائت شيخ و استاد خود، علىّ بن ابى طالب عليه السلام بىاعتنا باشد.
قرائت منقول از عايشه نيز معتبر نيست. همين قرائت منسوب به ابو بكر كه «سكرة الحق» را به جاى (سكرة الموت) خوانده، مربوط به اندكى پيش از مردن وى است كه در حال احتضار بود. چنان كه قرطبى از مسروق بن اجدع نقل كرده كه وقتى ابوبكر در حال احتضار بود، عايشه را فرا خواند، عايشه نزد ابوبكر آمد و گفت: اكنون شرايط مانند آن چيزى است كه شاعر ترسيم كرده است:
|
لعمرك ما يُغني الثراء ولا الغنى |
إذا حشرجت يوماً وضاق بها الصدر |
|
يعنى قسم به جانت، زمانى كه سينه تنگ گردد، ثروت و بىنيازى به فريادت نمىرسد.
در اين هنگام، ابوبكر به وى گفت: چرا اين سخن پروردگار را تلاوت نكردى كه فرمود: «وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ».
قرطبى خود پس از نقل ماجرا گفته است: اين روايت مردود است و بايد آن را بر فرض صحّت و درستى، بر فراموشى ابوبكر حمل كنيم يا بگوييم ناقلان اشتباه كردهاند.[١]
قرائت أعرج نيز شاذ و غير معتبر است.
همچنين ابن مسعود معتقد بود كه مىتوان به جاى برخى از كلمات قرآن، كلماتى آسانتر جايگزين كرد؛ بىآنكه كلمات جايگزين را جزو قرآن يا وحى بدانيم. البتّه همين مقدار نيز نزد اهل تحقيق، پذيرفته نيست. در واقع آنچه از ابن مسعود يا أُبيّ بن كعب نقل شده، توضيحاتى اضافى و تفسيرى بوده كه به هدف سادهتر ساختن برخى كلمات و تعابير قرآنى افزوده شده است؛ بدون آنكه به عنوان قرآن يا وحى تلقّى شود.
[١] . قرطبى، تفسير احكام القرآن، ١٧/ ١٢ و ١٣.