نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٥ - برافراشتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل
يك فرسخ بود بر فراز سر سپاهيان قرار دهد و بگويد يا آنچه موسى آورده بپذيريد يا آن را بر روى شما مىافكنم و شما را زير آن له مىكنم!
در كتاب احتجاج (كه مؤلف آن ناشناخته است) روايت مرسلهاى از ابى بصير آمده كه طاووس يمانى از امام محمّدباقر عليه السلام پرسيد: آن پرندهاى كه تنها يك بار پريده و قبل از آن و بعد از آن هيچ نپريده و در قرآن ياد شده كدام است؟ فرمود كوه سينا است كه خدا آن را به فراز سر بنى اسرائيل به پرواز درآورد و چون چترى از عذابهاى رنگارنگ بر سرشان گستراند تا تورات را پذيرفتند.[١]
بنابراين روايات شيعه و سنى در اين باب بىاساس بوده و در مقام تفسير قرآن حكيم غيرقابل اعتماد است. شگفت آن كه هيأت علماى الأزهر بر استاد نجّار اعتراض كردهاند كه چرا سخنان مفسّران را در اين قضيه ردّ كرده است و گفتهاند:
رشيد رضا و نويسنده كتاب (نجّار) آنچه را سيد امام (شيخ محمّدعبده) تحمل كرده يعنى پذيرش نظر همه مفسران مبنى بر اينكه رفع طور معجزهاى طبيعى بوده و طور از زمين كنده شده و در آسمان معلق مانده را نتوانستهاند تحمّل كنند؛ با آن كه اولى (رشيد رضا) اعتراف كرده كه همين به كمك سياق، از آيه فهميده مىشود. بلكه احتمال خود ساختهاى در باب دو آيه ياد شده ارائه دادهاند كه برابر آن ديگر دلالتى بر معجزه بودن اين قضيه ندارد؛ با اين ادعا كه واژههاى دو آيه صراحت در نظر مورد اتفاق مفسران و استاد امام (شيخ عبده) ندارد.[٢]
همچنين سخن استاد ما علامه طباطبائى نيز عجيب مىنمايد:
«اين گونه توجيه و تغيير آيه از معناى ظاهرى و اينكه گفته شود بنى اسرائيل پاى كوه بودهاند و كوه لرزيد و تكان خورد و قله آن بر سر آنان سايه گسترد، پس گمان كردند كه بر سرشان فرو خواهد افتاد، در عين اينكه به بالا بردن بر فراز سرشان [در يك آيه] يا برافراشتن [در آيه ديگر] تعبير فرموده، مبتنى بر فرضيه انكار معجزات و خوارق عادات است.»[٣]
سخن استاد در اينجا نشانگر اعتماد و استناد ايشان بر روايات رسيده در باب
[١] . ر. ك تفسير برهان سيد بحرانى، ١/ ٢٣٣- ٢٣٤ شماره ٩؛ و ٣/ ٢٣٤، شماره ١.
[٢] . پاورقى قصص الانبياء نجّار، صفحه ٢٣١.
[٣] . الميزان، ١/ ٢٠٠.