نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٢ - وزير دارايى
وزير دارايى
اشكال كردهاند كه پادشاهان مصر باستان به هيچ روى بيگانگان را به پست وزارت نمىگماردند حال پرسش اين است كه اين پادشاهى كه يوسفِ عبرى نژاد را به پست وزارت برگزيد، كيست؟
«وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي[١] فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ. قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»[٢]؛ و پادشاه گفت: او را نزد من آوريد تا وى را خاص خود گردانم. پس چون با او سخن راند، گفت: تو امروز نزد ما با منزلت و امين هستى. يوسف گفت: مرا بر خزانههاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانا هستم. و بدين سان يوسف عزيز مصر شد!
برخى از سَرِ ناآگاهى بر اين پندار باطل رفتهاند كه در مصر باستان، گماردن يهوديان به پست وزارت، بىسابقه است[٣]، ليكن از اين حقيقت بىخبرند كه يوسف قرنها پيش از يهوديان مىزيسته است و نيز نمىدانند كسى كه مسئوليت اداره امور اقتصادى مصر را به يوسف تفويض كرد، يكى از پادشاهان شبان از سلسله هيكسوسها[٤] بود. هيكسوسها اقليتى از اقوام هندو اروپايى بودند كه به مصر حمله كردند و با زور بر آن كشور مسلّط شدند. حكومت آنان از سال ١٨٠٠ ق. م آغاز شد.
در آن زمان خانوادههاى پانزدهم، شانزدهم و هفدهم تا سال ١٥٧٠ ق. م در شمال حكومت كردند تا اينكه «احمس اوّل» قيام كرد و آنان را از كشور بيرون راند و بدين وسيله دولت جديد را تأسيس كرد. اين دولت با خاندان هجدهم آغاز و با خاندان بيستم پايانيافت. در ايندوره عبرانيان از مصر خارجشدند واين همان دورانى است كهفرعون بر مصرحكومتمىكند وموسى عليه السلام براى هدايتوى و قومش مبعوثشد.
[١] . أي أجعله من خاصّتي؛ يعنى او را از خاصّان خود قرار دهم.
[٢] . يوسف/ ٥٤ و ٥٥.
[٣] . شجاع الدين شفا، تولّدى ديگر، ص ٢٨٦.
[٤] . براى آگاهى بيشتر ر. ك: جان، بى. ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، شركتانتشارات علمى و فرهنگى، تهران، ١٣٧٣، ص ٤٨٨- ٤٩١( مترجم).