نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٤٤ - سالى پر باران
نشانه از ميان رفتن خشكسالى، آسايش زندگى و فراوانى نعمت است.[١]
امّا اگر مشتق از «غيث» (باران) باشد، معناى «يُغاث فيه الناس» اين است كه در آن سال بر آنان بارانده مىشود. جز اينكه مصر عليا چهار ماه پياپى در سال از باران بهرهمند است كه سه ماه از آن در فصل زمستان است. به همين دليل ساكنان دلتاى نيل نيك مىدانند كه بارندگى آن منطقه در فصل زمستان شديد است؛ يعنى طى چهار ماه دسامبر تا مارس. نيز مىدانند كه اصولًا كشاورزىِ گندم و پنبه و جو و باقلا و مانند آن وابسته به بارانهايى است كه در اين مدّت مىبارد. اين مسئلهاى است كه مانند نولدكه، از متخصصان تحقيقات عربى- اسلامى، از آن بىخبر است. البته نولدكه حق دارد؛ زيرا در تمام عمرش (١٨٣٦- ١٩٣١ م) از اروپا خارج نشده است! از اين رو جاى تعجّب نيست كه مرتكب دو اشتباه فاحش شود: نخست، متون عربى- از جمله قرآن- را نفهمد و دوم، ادّعا كند كه در مصر تقريباً باران نمىبارد و مصريان هرگز ندانستهاند كه به باران نياز دارند؛ زيرا اساساً باران را نديدهاند!؟ و به تعبير استاد بدوى، اين اشتباهى است كه حتّى كودكان مصرى هم مرتكب آن نمىشوند.[٢]
شگفتا! نولدكه از ترجمه قرآن كه توسط سال (Sale)، در قرن هيجدهم ميلادى چاپ و منتشر شده، بىخبر است. سال (Sale) آيه مورد بحث را اين گونه ترجمه كرده است:.
" Then Shall there come, after this, a year wherein men shall have plentyof rain, and whereein they shall press wine and oil.
افزون بر اين، سال (Sale) در پانوشت آورده است: «ما بايد مطالبى را كه مؤلفان پيشين نوشتهاند، تكذيب كنيم؛ چرا كه در مصر به طور معمول در فصل زمستان بر سطح دريا باران و در اسكندريه برف مىبارد كه گفته صريح (Seneca) را مبنى بر عدم بارش برف در مصر، نقض مىكند. در حال حاضر باران در منطقه مقابل
[١] . ر. ك: التفسير الكبير، ١٨/ ١٥١.
[٢] . ميانگين بارندگى سالانه در اسكندريه و شمال دلتاى نيل ٢٠٦ ميليمتر و در قاهره ٣٢ ميليمتر برآورده مىشود. ر. ك:Suggate .Africa ,London ,Harap ,٤٧٩١ L .S ( الدفاع عن القرآن، ١٨٧- ١٨٨).