نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٨ - نكتهاى قابل توجه
مقدّسشان باشد، از دست دادند.[١]
از اين جهت مشاهده مىكنيم كه اسلام، زرتشتيان را در مقام مشركان قرار نداده است، بلكه آنان را تا مقام اهل كتاب بالا برده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «با آنان مثل اهل كتاب رفتار كنيد».[٢] از اميرالمؤمنين على عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«من مىدانم زرتشتيان شريعتى دارند كه بدان رفتار مىكنند و كتابى كه به آن ايمان دارند، بنابراين با آنان همان معامله اهل كتاب را روا داريد».[٣]
سؤالىكه باقى مىماند، اين است كه چگونه شخصى يكتاپرست، خدايان بتپرستان را مىستايد و اگر كورش همان بنده صالح خدا، ذوالقرنين است كه قرآن از وى به نيكى ياد مىكند، چرا در مثل اعلاميه بابل اين كار را كرده است؟
در پاسخ مىتوان گفت كه مردان حكيم و دانا انسانها را در هر نژادى كه باشند، خداجويانى مىبينند كه گرچه در ظاهر، گفتهها و شيوههاى گوناگونى دارند، اما در فطرت به سوى خالق متعال گرايش دارند و به سوى جمال مطلق در حركتند:
|
عباراتُنا شتّى و حُسْنُك واحدٌ |
فكلٌّ إلى ذاك الجمال يُشيرُ |
|
عبارتهاى ما گونه گون اما زيبايى تو يكى است و همه به سوى آن نظر دارند.
حتّى بتپرست، هدفش نزديكى به خداوند متعال است و بت را نمادى قرار داده است كه او را به سوى آن مقصد والا و مطلوب كامل رهنمون شود؛ مىگفتند:
«ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»[٤].
از اين رو زمانى كه كورش با همكيشان خود و در ميان موحّدان خالص سخن مىگويد، خداوندگار را ياد كرده و او را با برترين توصيف، «اهورا مزدا» مىستايد؛ يعنى خداى حكيم، خداى عالم و خلّاق و نظّام طبيعت[٥]، اما زمانى كه از كار
[١] . كورش كبير، ص ٢٦٤- ٢٦٥.
[٢] .« سنّوا بهم سنّة اهل الكتاب».( سنن كبرى، احمد بن حسين بيهقى، ٩/ ١٨٩- ١٩٠).
[٣] . شبيه آن را بيهقى در ج ٩، ص ١٨٨- ١٨٩ روايت كرده است. و نيز بنگريد به: كتاب خراج، ابو يوسف، ص ١٢٩.
[٤] . زمر ٣٩/ ٣:« ما آنها را جز براى اينكه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گردانند، نمىپرستيم».
[٥] . تاريخ جامع اديان، جان بى ناس، ص ٤٥٦- ٤٥٧.