نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٣ - جن در تعبيرات قرآن
گفتهاند در باب قانون هيأت بطلميوسى و طبّ جالينوسى نيز كه در دانش جديد ابطال شده مانند چنين تأثيرپذيرى از سوى قرآن ديده مىشود.
در پاسخ اين گروه بايد گفت: امّا اعتراف قرآن به وجود جنّ در كنار انسان و اينكه اين دو در آفرينش و تكليف و آغاز و انجام مشتركند جاى شك در آن نيست و هيچ مسلمان معتقد به وحيانيّت قرآن در آن ترديد نتواند كرد، چه اينكه در پس اين عالم شهود، موجوداتى ملكوتى هستند كه فرشته نام دارند، چنان كه موجوداتى فروتر به نام جنّ نيز وجود دارند؛ چيزى كه قرآن به صراحت آن را اعلام فرموده و جاى چون و چرا و ترديد و تأويل در آن نگذاشته است: «وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»[١]. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[٢] نيز از برخى آيات چنين بر مىآيد كه جنّ پيش از انسان آفريده شده، زيرا ابليس از جنّيان بود[٣] و پس از آن كه آدم از گل آفريده شد فرمان يافت كه همراه با فرشتگان بر او سجده كند، اما نپذيرفت و تكبّر ورزيد و از كافران بود.[٤]
امّا دانش تجربى در اين ميدان مجالى ندارد، چرا كه قلمرو حاكميّتش، تنها جهان محسوسات است، بى آن كه دستى به آن سوى پرده غيب داشته باشد، بنابراين چگونه مىتواند درباره چيزى كه خارج از حوزه حاكميّت اوست نفى و اثباتى داشته باشد يا موضعى اتخاذ كند؟!
آرى، برخى از دانشمندان اسلامى و اصحاب مكاتب عقلى و ديگر معتقدان به وحى آسمانى سخنى از چند و چون امكانات اين موجود ناديدنى داشتهاند كه آيا مىتواند در امور آدميزاده دخالتى داشته باشد يا آزارى بدو برساند؛ چيزى كه آن را به شدّت انكار كردهاند، به عكس ظاهرگرايان و جمودانديشان كه در پى كوتهانديشان نو سواد دويده و از خرافات و افسانههاى پوسيده ايشان پيروى كردهاند.
اعتراف به وجود داشتن جنّ چيزى است و نفى قدرت او بر دخالت در امور آدميان چيزى ديگر، انكار اين يك، انكار اصل وجود جنّ را در پى نخواهد داشت.
[١] . رحمان/ ١٥.
[٢] . ذاريات/ ٥٦.
[٣] . كهف/ ٥٠.
[٤] . بقره/ ٣٤.