نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٩ - داستان گوساله و سامرى
كوهى بزرگ درآمده بود. شايد آيه «فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً»[١] (و راهى خشك در دريا براى آنان باز كن) نيز با پيدايش راههاى چندگانه به تعداد اسباط بنى اسرائيل ناسازگار باشد.
نيز برخى از مفسران احتمال داده كه مقصود از اين دريا، رود نيل باشد؛ به استناد اينكه عرب، آب فراوان شيرين را نيز دريا مىنامد. آلوسى مىگويد: درباره اين دريا اختلاف شده. برخى گفتهاند مراد قلزم است كه بين دو طرف ساحل آن چهار فرسخ فاصله بوده. برخى گفتهاند مراد رود نيل است، و عرب آب شور و شيرين را آن گاه كه انبوه گردد دريا مىنامد و لذا فرمود «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ»[٢].
طبرسى گفته: همان رود نيل، حدّ فاصل ايله و مصر است. و گفته شده درياى قلزم است،[٣] حد فاصل يمن و مكه تا مصر. اين عده فراموش كردهاند كه بنىاسرائيل در مسير خود به فلسطين از صحراى سينا گذشتهاند و فقط درياى سرخ بر سر راهشان بوده، اما رود نيل ربطى به ايشان نداشته و در مسيرشان نبوده زيرا در جهت غرب ايشان بوده، حال آن كه ايشان به سمت شرق رهسپار بودند و بر سر راه خود مانعى جز تنگه سوئز در منتهى اليه درياى سرخ نداشتند.
داستان گوساله و سامرى
تورات، ساختن گوساله را به جاى سامرى- كه در قرآن آمده- به هارون نسبت مىدهد. در سفر خروج آمده است كه چون موسى در فرود آمدن از كوه تأخير نمود، بنى اسرائيل از هارون خواستند كه خدايانى براى ايشان بسازد، هارون اجابت كرد و گوشوارههاى طلا را از ايشان گرفت و از آن گوسالهاى ريخته شده در قالب ساخت و گفت اى اسرائيل اين خدايان تو هستند كه تو را از سرزمين مصر بيرون آوردند پس قربانىهاى سوختنى و هداياى سلامتى آوردند و خوردند و نوشيدند و برگرد گوساله به بازى پرداختند. خداوند به موسى خبر داد كه مردم فاسد شدهاند و گوسالهاى ساخته بر او سجده كردهاند.
[١] . سوره طه/ ٧٧.
[٢] . رحمان/ ١٩.
[٣] . روح المعانى، ١/ ٢٣٣، ومجمع البيان، ٧/ ١٩١.