نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤٦ - دگرانديشهاى نوپيدا
اصول الحكم» و نيز ديگران طرح كرده بودند؛ تا آنجا كه اين گونه تفكر از ويژگيهاى نوانديشى اسلامى به شمار مىرود كه گاه در محافل مذهبى جنجال به پا كرده و مىكند. به تازگى استاد خليل عبدالكريم گزارش و تحليلى درباره قصص قرآنى به صورت شرح و تعليقه بر كتاب «الفن القصصي في القرآن» نگاشته است كه به ضميمه چاپ جديد اين كتاب منتشر شده است. وى بسيارى از چيزهايى را كه گمان مىكرده خلف اللَّه ناديده انگاشته، بر كتاب وى افزوده است. وى در واقع بيشتر به آتش دامن زده است.
او در اعتراض به بخش اخير از كلام خلف اللَّه درباره قصههايى از قرآن كه به عنوان تاريخ بيان شده است، مىنويسد:
ما با خلف اللَّه درباره قصههاى تاريخى سخن زيادى داريم؛ زيرا وى براى ما معيارى را كه بر اساس آن، تاريخى بودن قصه را مشخص مىكند، بيان نكرده است.
آيا اين معيار، ثبت قصه در يكى از منابع تاريخى معتبر است يا ملاك، چيزى است كه در خاطره ملتها به عنوان وقايع تاريخى به يادگار مانده است؟ آيا صرف ثبت يك قصه در تورات باعث تاريخى بودن آن مىشود؟
وى كه در صدد بحثى علمى و آكادميك است، سزاوار بود اين معيار را مشخص كند و شايد همين ناديده انگاشتن ملاك سبب شده است كه او برخى وقايع را كه تاريخى نبوده است، تاريخى قلمداد كند. جريان درگيرى پسران آدم و كشته شدن يكى به دست ديگرى، در حالى كه قاتل نمىدانست چگونه جسد را دفن كند، تاريخ نيست، بلكه با اسطورهشناسى مناسبتر است.
اين گونه حادثهها نمونههاى فراوانى در باورهاى بسيارى از ملتهاى قديم و اقوام نخستين كنونى دارد؛ همانند داستان طوفان و كشتى شگفتآورى كه نسل بشر را از انقراض رهايى بخشيد. همين طور حكايت عاد و پيامبرشان هود و هلاكت قوم وى با بادى كه حامل عذابى دردناك بود، از قصههاى عاميانه[١] عربى قديم است و حتّى اكنون نيز به فرستاده يا نمايندهاى كه شوم باشد، مثل به «وافد عاد» مىزنند.
[١] . به علم تودهشناسى يا آگاهى از داستانهاى عاميانه كه زبان به زبان مىگردد و از قديم در نزد مردممعروف بوده است« فولكلور» گفته مىشود.