نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٠ - مسأله حجاب
مسأله حجاب
حجاب زن در اسلام جايگاه رفيعى دارد؛ او را از ابتذال مصون داشته كرامت او را از درافتادن در مسير انحطاط پاس مىدارد. زن چونان انسانى والا و محترم است، عزت و شرافتى ديرينه و اصيل دارد، اين سخنى گذرا نيست. الزام او نسبت به حجاب، تنها در راستاى پاسداشت شرافت و عزت اوست.[١] هرگز رها نمىشود تا هواپرستان و خودخواهان او را با خود به اين سو و آن سو بكشانند.
افزون بر اين اسلام در پى ساختن جامعهاى پاك است كه هر لحظه و هر دم دستخوش طغيان و فوران گرايشها و انگيزههاى جسمى و جنسى نگردد؛ تحريكاتى كه پيوسته تا شهوتپرستى بىپايان و سيرىناپذير ادامه دارد. نگاههاى دزدانه، حركات شهوتانگيز، جلوههاى نمايان، تنهاى برهنه، كارى جز تحريك حالت جنونآميز حيوانى مرد و فلج ساختن سلسله اعصاب و اراده او ندارند، و نتيجه آن يا لجام گسيختگى بىحدّ و مرز اجتماعى خواهد بود؛ و يا بيماريهاى عصبى و عقدههاى روانى سركوب شده كه به شكنجه و آزار شبيهتر است.
يكى از راهكارهاى اسلام براى پديد آوردن جامعهاى سالم و پاك، جلوگيرى از اين شهوتانگيز شدن و سالم نگه داشتن غريزه طبيعى موجود در ژرفاى وجود دو جنس و هدايت آن در مسير درست و آرام آن است.
امام رضا عليه السلام در حديثى در پاسخ سؤالات محمدبن سنان مىنويسد:
«نگاه به موهاى زنان شوهردار و زنان ديگر حرام است، زيرا مردان را تحريك مىكند و سپس به كارهاى پليد و ناروا و نازيبا مىانجامد».[٢]
سيد قطب مىنويسد:
«شايع شده كه مىگويند: نگاه آزادانه، گفت و گوهاى بىقيد و بند، آميزشهاى آسان، خوش و بشهاى دو جنس با هم، و برملا بودن مواضع پوشيده بدن زن و ... همه و همه آرامش و آسايش و آسودگىزا بوده تمايلات فرو خفته را آزاد ساخته از سركوفت و عقدههاى روانى پيشگيرى مىكند و فشار سخت غريزه جنسى را تعديل
[١] . چنانچه از رواياتى استفاده مىشود كه نگاه به موى زنان اهل ذمه جايز است، زيرا احترامى ندارند. ر. ك: وسائل الشيعه، ٢٠/ ٢٠٥.
[٢] . همان، ص ١٩٣- ١٩٤.