نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠١ - مسأله حجاب
مىكند. اما ديگر راههاى تعديل غريزه، ايمن از تأثيرات سوء نيستند.
اين نظريه در پى گسترش ديدگاههاى مادى كه انسان را جدا از ويژگيها و نقاط تفاوت او با حيوان مىنگرد رواج يافته است، اما اين تنها يك فرضيه است كه من خود دليل نقض و تكذيب آن را در كشورهايى كه شديدترين اباحىگرى و لجام گسيختگى اجتماعى- اخلاقى- دينى- انسانى را دارند، به چشم خود ديدهام. آرى در كشورهايى كه برهنگى كامل و اختلاط جنسى را در همه انواع و اشكال آن تجربه كردهاند ديدهام كه اين نظريه به پرورش و پاكسازى انگيزههاى جنسى نمىانجامد، بلكه به حالتهاى جنونآميز ناآرام و سيرىناپذير مىانجامد. بيماريهاى روانى و عقدههاى ناشى از محروميت و حرص نسبت به جنس مخالف را همراه با همه گونه انحرافات جنسى ديدهام ... اين نتيجه اختلاط كامل بىحدّ و مرز و بدون چارچوب است؛ و نتيجه پيكرهاى عريان بر سر كوچه و بازار و تحريكها و نگاهها و رفتارها و ...
اين همه، بر ضرورت بازنگرى در اين نظريههاى ناسازگار با واقعيتهاى بيرونى جامعه تأكيد دارد.»[١]
كشمكش طبيعى زن و مرد به يكديگر در حيات وجودىشان نهفته است، زيرا خداى تعالى تداوم زندگى و تحقق مقام خليفة اللهى انسان را در زمين، در گرو آن قرار داده است. اين كشش گاه فروكش مىكند و دوباره زنده مىشود و تحريكهاى بيرونى را شعلهورتر مىسازد و او را به دستيابى به مقصود وا مىدارد و چون ممكن نشد اعصاب تحريك شده تحليل مىرود و اين همانند شكنجهاى مداوم خواهد بود.
نگاهها، رفتارها، خندهها، شوخىها، فريادهاى عاشقانه همه و همه تحريك كننده است. تنها راه بىخطر، كم كردن و كنترل عوامل تحريك كننده است، به گونهاى كه كشش و تمايل به جنس مخالف در اندازههاى معمول خود بماند و سپس به صورت طبيعى پاسخ داده شود. اين همان روشى است كه اسلام برگزيده همراه با آرامش طبيعى و معطوف كردن تلاشهاى بشرى به ديگر مشكلات زندگى نه پاسخگويى به نيازهاى جسمى و بس.
در قرآن به نمونههايى از محدود ساختن زمينههاى تحريك و اغفال و فتنهگرى
[١] . في ظلال القرآن، ١٨/ ٩٣ از مجلد ٦.