نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٦ - سخن سامرى از نگاهى ديگر
سامرى گمراهشان كرده است.[١]
ابو مسلم اصفهانى مىگويد: در قرآن هيچ يك از اين مطالب مفسران به صراحت نيامده. بنابراين احتمال ديگر آن است كه مراد از رسول (در آيه فقبضت قبضة من أثر الرسول) موسى عليه السلام باشد و مراد از اثر الرسول سنّت و آيين و دستورات او باشد.
عرب مىگويد: فلان يقفو إثر فلان و يقبض أثره؛ يعنى از راه و رسم او پيروى مىكند.
بنابراين معناى آيه اين است كه وقتى موسى عليه السلام با سامرى عتاب و اعتراض كرد كه چرا مردم را گمراه كردى، سامرى در پاسخ گفت: ديدم من آنچه را نديده بودند؛ يعنى فهميدم كه شما و آيين شما برحق نيست و من مشتى از آثار تو اى پيامبر برگرفتم يعنى قدرى از دين و آيينت را، پس آن را به دور افكندم. اما اينكه گفت از اثر رسول و نگفت از اثر تو؛ در گفت و گوى روياروى افراد با رؤسا يا حاكمان معمول است؛ مثلًا مىگويند: جناب حاكم چه دستور مىفرمايند با آن كه حاكم مخاطب ايشان است. اما اينكه موسى عليه السلام را رسول ناميد با آن كه منكر و كافر بود، اين نيز مثل سخن مشركان خطاب به پيامبر است كه مىگفتند: «يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ»[٢] اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است، به يقين تو ديوانهاى. با آن كه نزول ذكر را بر او ايمان نداشتند.
فخر رازى اين نظريه را پسنديده و شواهدى در تأييد آن آورده مىگويد: اين نظريه ابومسلم اشكالى جز مخالفت با مفسّران در آن نيست، اما به تحقيق نزديكتر است.[٣]
مراغى نيز مىگويد: وقتى موسى با نكوهش و تندى از سامرى پرسيد: چه شد كه مردم را گمراه ساختى، پاسخ داد كه قبلًا راه وى را رفته و روش او را برگزيده و آيين او را پيروى كرده بود، اما بعداً براى او روشن شده كه بيراهه بوده و نسبتى با حق و حقيقت نداشته است، لذا آن را پشت سر افكنده و بدانچه رأى خود بود گراييده است.[٤]
[١] . طه/ ٨٥.
[٢] . حجر/ ٦.
[٣] . تفسير كبير، ٢٢/ ١١١.
[٤] . تفسير مراغى، ٦/ ١٤٥.