نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٤ - ذوالقرنين
همچنين برخى به مقايسه داستان با حكايت «هلنى» و نُه خفته در «ساردينا» اشاره كردهاند كه ارسطو از آن ياد كرده است.[١]
ذوالقرنين
سرگذشت ذوالقرنين، آن بزرگ مردى كه سرزمينهاى گوناگون را در نورديد و شرق و غرب گيتى را زير پا نهاد، سرگذشتى كهن است كه تاريخ آن به گذشتههاى دور برمىگردد. براساس پژوهشهاى دانشمند برجسته هندى، ابو الكلام آزاد كه با كمك گرفتن از نصوص تورات انجام گرفته، اين احتمال وجود دارد كه وى پادشاه ايران، كورش كبير باشد كه بين سالهاى ٥٥٧ تا ٥٢٨ پيش از ميلاد مىزيسته است و سرزمينهاى شرق و غرب را تسخير كرد و بر قلمرو ماد، آسياى صغير و بابل چيره گرديد و قوم يهود را كه در اسارت بابليان بود، آزاد ساخت و به آنان اجازه داد به سرزمين فلسطين باز گردند و در بازسازى بيت المقدس ياريشان داد. از اين رو در تورات از وى به بزرگى و احترام ياد شده است.
وجه نامگذارى وى به ذوالقرنين (صاحب دو شاخ) تعبير رؤياى دانيال نبى در زمان اسارت است[٢]. اين رؤيا رهايى آنان را به دست فرمانروايى قدرتمند كه كشورهاى ماد و فارس را تحت سيطره خود در مىآورد، مژده مىدهد.
در رؤياى دانيال آمده است: «در سال سوم سلطنت بَلْشَصَّر پادشاه بابل، رؤيايى بر من دانيال دست داد و در رؤيا مىديدم كه من در دارالسلطنه شوشن كه در ولايت عيلام مىباشد، هستم و در عالم رؤيا ديدم كه نزد نهر اولاى مىباشم. پس چشمان خود را برافراشته، ديدم كه ناگاه قوچى نزد نهر ايستاده بود كه دو شاخ
[١] . بنگريد به: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ٩/ ١٤١.
[٢] . شايد دانيال خواب خود را براى كورش باز گفته باشد و كورش از اين مژده شادمان شده و آن را بهعنوان آرمى در سلطنت خود انتخاب كرده تا از آن بركت جسته و حكومتش تقويت گردد. از اين رو برايش جالب بوده كه تصوير خود را در حالى كه تاجى بر سر دارد كه بر آن دو شاخ به جانب شمال و جنوب برافراشته است، بر سنگ حك كند. تنديس وى كه در مشهد مرغاب كشف شده، همين مشخصات را دارد.