نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٧٦ - ذوالقرنين
اسيرانم را آزاد خواهد كرد ...».[١]
در باب ٤٦ كورش به عقاب شكارى تشبيه شده است و مىگويد: «اراده من برقرار خواهد ماند و تمامى مسرّت خويش را به جا خواهم آورد. من شكارى را از مشرق و هم مشورت خويش را از جاى دور مىخوانم».[٢]
در كتاب اشعياى نبى پيشگوييهايى درباره ظهور كورش شده است. اشعياء ١٦٠ سال پيش از كورش مىزيسته است و كارش پس از او به وسيله ديگر پيامبران تكميل شد كه برخى از آنان در زمان حمله كورش و سقوط بابل مىزيستهاند. همه اين مؤلفان، كورش را به اقتدار و نيرويى ربّانى توصيف كردهاند كه آمده است تا بندگان خدا را از جور و ستم برهاند و او نيز اين چنين عمل كرد و بنى اسرائيل را نجات داد و بيت المقدس را بازسازى كرد و در شرق و غرب گيتى دادگسترى كرد.
همين مسئله است كه در بررسى شخصيت ذوالقرنين در كتابهاى پيشينيان براى ما حائز اهميت است.
در كتاب ارميا باب ٥٠ چنين آمده است: «در ميان امتها اخبار و اعلام نماييد.
علمى بر افراشته، اعلام نماييد و مخفى مداريد. بگوييد كه بابل گرفتار شده و بيل ديت مشهور بابل، خجل گرديده است. مَرْودَك خورد شده و اصنام او رسوا و بتهايش شكسته گرديده است؛ زيرا امتى از طرف شمال بر او مىآيد و زمينش را ويران خواهد ساخت به حدى كه كسى در آن ساكن نخواهد شد».[٣]
در اين كتاب، فارسها به خورشيد درخشانى كه پرتو آن به تمامى جهان گرما و حيات مىبخشد، تشبيه شدهاند.
در قرآن هم از ذوالقرنين به بنده شايستهاى تعبير شده است كه خداوند به او توان و قدرت بخشيده است تا آن را در راه خير و صلاح انسانها و گسترش عدل و داد و حمايت از بندگان بىپناه در برابر جور ستمگران به كار گيرد.
بنابراين وى رفتارى نيكو، سياستى حكيمانه و خداپسندانه داشت و از اين رو خداوند به او خير را الهام كرد و در راه سعادتمندى بندگان و آبادانى شهرها مددش
[١] . كتاب اشعياء، باب ٤٥/ ١- ١٤، با تلخيص و توضيح.
[٢] . همان، باب ٤٦/ ١٠- ١١.
[٣] . كتاب ارميا، باب ٥٠/ ١- ٤.