نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦١ - «قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين»
بىترديد وقتى آبهاى متراكم، دشتستانى بدان پهنا را فراگيرد و سيلهاى مهيب بر آن از هر سو هجوم آورد و چشمهها نيز از زير سطح آن بجوشد، موجهاى سهمگين آب در آن به حركت در خواهد آمد كه چه بسا بلنداى آن به دهها متر بالغ شود. در چنين موج خيز آبهاى گران و جولانگه طوفانهاى سخت، امواج بلند و كوبنده هر چيزى را در خود مىپيچد. فرزند نوح نيز لاجرم بربلندى ايستاده و جولان كشتى را بر سطح آب نظاره مىكند و آن گاه كه پدر از درون كشتى با او سخن مىگويد پند او را شنيده چشم اميد به بلنداى كوه دارد، غافل از آن كه سيل سرگردان سرازير از دامنه كوه، او را به درون امواج خواهد كشيد. و چنين بود كه حادثه سررسيد و ميان او و پدر حائل شد تا در زمره هلاك شدگان درآمد.
كجاى اين قضيه نشان از آن دارد كه آب همه قلههاى بلند در همه قسمتهاى كره خاكى را به زير چتر خود كشيده است؟
علامه شعرانى نيز همين احتمال را ترجيح داده كه آب در آن طوفانگاه (وادى بين النهرين) بيش از بيست يا سى متر بالا نيامده بود و طبعاً نمىتوانسته قلههاى كوههاى بلندى مانند قله آرارات از سلسله جبال جودى را بپوشاند.[١]
«قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ»[٢]
فرموديم: در آن كشتى از هر حيوانى يك جفت حمل كن. اين آيه شاهد سومى است كه براى جهان شمولى طوفان اقامه كردهاند.
علامه طباطبائى مىگويد: اين آيه گويا تصريح دارد كه طوفان همه قسمتهاى خشكى زمين يا قريب به اتفاق آنها را فرا گرفته؛ زيرا اگر گوشهاى يا قسمتى- مثلًا عراق- را فراگرفته بود نيازى نبود كه از هر گونهاى از گونههاى جانداران يك جفت در كشتى حمل شود.[٣]
البته اين بنابر فرضيهاى است كه فلسفه حمل يك جفت از هر گونه، باقى ماندن و منقرض نشدن آن گونه بوده است. صاحب المنار مىگويد: معنى آيه- بنابر قراءت
[١] . فرهنگ لغات قرآن، علامه ابوالحسن شعرانى( ضميمه تفسير ابوالفتوح رازى، جلد ١١، صفحه ١٤٤).
[٢] . هود/ ٤٠، مؤمنون/ ٢٧.
[٣] . الميزان، ١٠/ ٢٧٤.